مديريت بحران زلزله (( قسمت چهارم ))

چرخه مديريت
مرحله پيشگيري
در كشورهاي لرزهخيزي كه اصول پيشگيري و ايمني در آنها رعايت ميشود ثابت شده كه درصد تلفات، صدمات و خسارات ناشي از حوادث غيرمترقبه بخصوص زلزلههاي مخرب به مراتب كمتر از جوامعي كه به اين اصول عمل نميكنند و يا به طور كلي به امر پيشگيري اعتقاد ندارند و در اذهان اين انديشه را اشاعه ميدهند كه زلزله بلايي طبيعي است و بايستي انتظار كشيده تا رخ دهد و سپس به كمكرساني اقدام شود.
به منظور پيشگيري از آثار سوء ناشي از زلزله بايستي نكاتي همچون فرهنگ عمومي جامعه، ويژگيهاي زمينشناختي، وضعيت جمعيتي، نوع و بافت سازهها مسكوني و تجاري، وضعيت زيرساختها، آثار فرهنگي و تاريخي و ... مدنظر باشد.
پيشگيري از آثار مخرب زلزله و كاهش اثرات آن امكانپذير است.
براي اين كار چند اصل مهم وجود دارد:
1ـ بانك اطلاعات: بانك اطلاعات ميتواند به دو گونه باشد:
اول: بانك اطلاعات زمينشناختي منطقه و تفكيك مناطق از نظر ميزان خطرپذيري و پردازش اطلاعات و استفاده از آنها در امور اجرايي مناطق جمعيتي
دوم: بانك اطلاعات وضعيت ساختمانهاي مسكوني و امدادي، تاسيسات زيربنايي، بافتهاي شهري، وضعيت معابر، فضاهاي باز و .. كه طبيعتاً در رفع نواقص، تقويت نكات قوت و افزايش ايمني مؤثر خواهد بود.
2ـ مقاوم سازي: مقاوم سازي ابينه موجود (مسكوني، تجاري، ابينه مهم مثل پلها و ...)، افزايش ايمني تأسيسات زيربنايي، اصلاح بافتهاي شهري نامناسب و ... در مقاوم سازي ساختمانها عموماً چند عامل ميتواند مؤثر باشد: اجراي صحيح پي و انتخاب محل مناسب براي ساخت و ساز، اجراي صحيح اسكلت، استفاده از مصالح استاندارد، مناسب و سبك (در ديوار چيني و اجراي سقف) و ... همه اينها به وضع اقتصادي مردم، تهيه نقشههاي مناسب، نظارت صحيح بر اجراي نقشهها، استفاده از معمار و كارگر ماهر در ساخت و ساز برميگردد.
در افزايش ايمني تأسيسات زيربنايي چنانچه اطلاعات كاملي از وضعيت اين تاسيسات و نقشهها و وضعيت موجود آنها در سطح مناطق جمعيتي موجود باشد، با استفاده از راهكارهاي نوين علمي ميتوان در جهت ايمن نمودن آنها اقدام كرد تا در مواقع بحراني خسارت و تلفات به حداقل ممكن برسد.
در اصلاح بافتههاي شهري عموماً در طرحهاي جامعه و هادي شهرها بايستي توجه جدي به تهيه مناسب نقشهها و اجراي صحيح آن در مناطق جمعيتي به عمل آيد در شرايط بحراني حداكثر استفاده و حداقل مشكلات را در پي داشته باشند.
3ـ آموزش رفتار در برابر زلزله: آموزشهاي رفتاري مقابله با پديده زمينلرزه به طور فردي، خانوادگي و همگاني مهمترين موضوع در كاهش تلفات، صدمات و خسارات است.
شناخت خطر در افزايش آگاهيهاي عمومي بخصوص مقاومسازي و افزايش ايمني، همچنين ضروريترين اقدامات رفتاري قبل از وقوع حادثه، به هنگام تكانهاي شديد ناشي از زلزله و نيز در عملكرد پس از وقوع زلزله بسيار مفيد است.
از آنجايي كه گاه در اجرايي كردن اهداف پيشگيري دولت با مقاومتها و كارشكنيها و عدم آگاهيهاي مردمي رو به رو ميشود، افزايش آگاهيهاي عمومي در جهت پيشبرد اهداف دولت به منظور حفظ سلامت جامعه و كاهش خسارات ناشي از بلايا بسيار مؤثر است.
مرحله آمادگي:
وجود آمادگي قبلي در يك جامعه براي برخورد با زلزله يكي از مهمترين عوامل در كاستن صدمات زلزله است. آنچه مسلم است حذف فاجعه غيرممكن، اما كاستن از صدمات و تلفات ناشي از آن ممكن است، آمادگي جامعه به عنوان يك بخش از برنامه كاهش خسارت تلقي ميشود. مردم به طور معمول تا حادثهاي به ويژه حوادث طبيعي پيش نيايد به چارهانديشي نميانديشند يا به عبارت ديگر آمادگي چنداني براي رويارويي با آن ندارند. بنابراين داشتن برنامههاي رسمي به منظور برخورد صحيح و سريع با حوادث و به محض وقوع آن لازم است. آگاه و متقاعد كردن مردم به ضرورت درك خطرات بالاي طبيعي و نيز ايجاد انگيزه همكاري مشترك بين مقامات محلي و مردم در تدوين برنامههاي مطلوب مشترك بين مقامات محلي و مردم در تدوين برنامههاي مطلوب جهت حفظ سلامت عموم از اهميت خاصي برخوردار است.
شناخت كامل وضع موجود شهرها و مكانهاي جمعيتي و شريانهاي حياتي و تأسيسات زيربنايي، شناخت مكانهاي امن و فضاهاي باز، شناخت توانمنديها و تواناييهاي موجود گروههاي درگير در بحران اعم از نيرو و امكانات،تقويت آنها و برنامهريزي قبل از بحران، آموزشهاي تخصصي براي گروههاي درگير در بحران و آموزشهاي عمومي براي مردم، انجام تمرينات دورهاي براي گروههاي درگير و مردم، ساماندهي نيروها و امكانات، شناخت پتانسيلهاي موجود، همگي در آمادگي يك منطقه براي مقابله با بحران مؤثر خواهد بود.
استفاده از توانمنديهاي مناطق همجوار بخصوص استانهاي معين، تقسيم كار به تناسب تخصصها و ايجاد هماهنگيهاي بين بخشي، استفاده از پيشرفتهترين روشهاي عملياتي و به كارگيري مدرنترين و كاملترين تجهيزات، ايجاد هماهنگيهاي بين بخشي، استفاده از پيشرفتهترين روشهاي عمليات به كارگيري مدرنترين و كاملترين تجهيزات، ايجاد هماهنگي بين دستگاههاي اجرايي درگير در بحران و ايجاد يك مديريت واحد، مشاركتهاي دولتي و مردمي برنامهريزي شده، پيشبيني امكانات و تجهيزات مقابله با بحران در مناطق امن جمعيتي، شناسايي مناطق امن جهت استفاده در زمان بحران، شناسايي محلي براي دفن زباله، طراحي مراكز امدادي و خدماتي مناسب به تناسب وضعيت جمعيت و بافت و موقعيت شهري و ...، همگي در آمادگي جهت مقابله با بحران و اتخاذ تصميم سريع، صحيح و هماهنگ و استفاده بهينه از منابع (نيرو و امكانات) در قالب يك مديريت واحد بايد مدنظر قرار گيرد. برنامهريزي مناسب، پيشبينيهاي لازم، استفاده از نيروهاي واكنش سريع با تجهيزات مناسب، برقراري ارتباط مؤثر بين گروهههاي درگير در بحران و اجراي اضطراري و منظم امور در بحران در مرحله آمادگي باعث ميشود تا همگي براي يك بحران و مقابله با آن همواره مهيا باشند و با مانورهاي سمبليك و مقايسه عملكرد سيستم مديريتي در بحران در جهت رسيدن به هدف كاهش اثرات بلايا مؤثر خواهد بود.

مرحله مقابله:
هرچه برنامهريزيها دقيقتر، هماهنگيهاي قبلي بين گروههاي درگير بهتر، آموزشهاي تخصصي و عمومي بيشتر، تجهيزات مناسبتر و هرچه تمرينهاي بيشتري انجام گرفته باشد در هنگام مقابله با بحران نتايج مطلوبتري حاصل ميشود.
در هنگام مقابله سه نوع استفاده از منابع (نيرو و امكانات) به ترتيب زماني بعد از وقوع حادثه انجام خواهد شد:
1ـ ورود سريع بازماندگان حادثه جهت مقابله.
2ـ ورود سريع نيروهاي امدادي و خدماتي دستگاههاي اجرايي درگير در بحران از نزديكترين محل و از مناطق با آسيب كمتر به محل حادثه.
3ـ ورود استانهاي معين و يا كشورهاي همجوار كه ميتواند به تناسب فاصله از مركز بحران انجام گيرد.

فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com





/ 0 نظر / 8 بازدید