مديريت بحران زلزله ((قسمت ششم ))

امداد و نجات:
امداد و نجات، بهداشت و درمان، آتشنشاني و خدمات ايمني، تاسيسات زيربنايي، تامين سلامت رواني و اجتماعي، دفع مواد زائد، تدفين، امنيت و انتظامات.
پشتيباني: بودجه، بيمه و امور مالي، مشاركت مردمي، روابط عمومي، هماهنگي استانهاي معين، هماهنگي تشريفات،آمار و ارزيابي خسارت، تداركات، ترابري، امور قضايي و حقوقي، جذب و هماهنگي مشاركتهاي بينالمللي، مخابرات و بيسيم، تأسيسات زيربنايي، مهندسي و طراحي، خدمات شهري.

مرحله اسكان و بازسازي:
1ـ اسكان موقت: عموماً بعد از وقوع هر زمينلرزه از آنجايي كه عمليات بازسازي واحدهاي مسكوني و برگرداندن وضع بحراني شهر و مناطق جمعيتي نياز به زمان دارد اقدام به اسكان موقت مردم مينمايند، عموماً اسكان موقت توسط چادر و كانكس صورت ميگيرد، در اين مرحله عدهاي از مردم نيز در خانههاي خود كه مقاوم بوده و سالم مانده سكونت مييابند. بهترين راه براي اسكان موقت مردم بر پا نمودن چادر و كانكس در محل ساختمان تخريب شده در اثر زلزله و يا نزديكترين محل به آن است.
ولي از آنجايي كه عموماً بعد از زلزله اصلي شاهد پسلرزهها ميباشيم و از طرفي تأسيسات زيربنايي شامل آب و برق و گاز و مخابرات خسارت ديده و امكان استفاده از آنها نيست، ايجاد اردوگاههاي محلي در پاركها و فضاهاي باز در محلات داخل و اطراف شهر بهترين نوع اسكان موقت خواهد بود. از طرفي در عملياتآؤاربرداري چادرهاي اسكان موقت دست و پا گير هستند، ولي مردم تمايل دارند به دو منظور در كنار خانههاي تخريب شده خود اقامت داشته باشند، اول به خاطر حفاظت از اسباب و اثاثيه و اموال زيرآوار مانده خود، دوم اين كه در بازسازي و آواربرداري حضور مستمر داشته باشند به هر حال بلافاصله پس از برپا نمودن چادر و استقرار مردم در اين چادرها تأمين آب پس از برپا نمودن چادر و استقرار مردم در اين چادرها تأمين آب شرب و بهداشتي توسط تانكر سيار و ثابت و يا با ايجاد شبكه آب با كنترلهاي بهداشتي در اردوگاه، تعبيه فضاهاي تخليه زباله و انتقال مرتب زبالههاي جمعآوري شده، تامين سيتسم روشنايي در فضاي عمومي اردوگاه، در چادرها و يا كانكسها،تأمين خط تلفن عمومي، تأمين ظروف و وسايل و لوازم پخت و پز در جهت تأمين غذاي گرم در روزهاي بعد، تأمين لوازم بهداشتي،تأمين شيرخشك و ... ضروري است.
در كنار اين مسائل، راهاندازي مهدهاي كودك، مراكز بهداشتي و درماني، نانواييها، فروشگاههاي سيار، ايجاد پاسگاههاي انتظامي محلي، راهاندازي اداراتي كه قبلاً در منطقه فعاليت داشتند (حتي به صورت موقت)، مراكز آموزشي، ستادهاي تداركات محلي، سرويس اياب و ذهاب عمومي، حضور مرتب گروههاي آمار و ثبت و احوال، مددجويان، روانشناسان، كارشناسان بهداشتي در بين بازماندگان ضروري است. اين مرحله كه حتي ميتواند چند ماه نيز به طول بيانجامد اگر زمينه اشتغال بازماندگان را فراهم آورد و اين افراد را در آواربرداري و بازسازي مشاركت دهد بسيار مؤثر خواهد بود.
در اين مرحله نيز به منظور جلوگيري از هرج و مرج بايستي بلافاصله از طريق مقامات محلي، مدارك و مستندات موجود بازماندگان بومي شناسايي شده و براي آنها كارتها و دفترچههاي شناسايي صادر كرد تا هر گونه خدمات به بازماندگان براساس اين كارتها و دفترچهها صورت گيرد.
2ـ آواربرداري: بخشي از آواربرداري در زمان امداد و نجات جهت در آوردن اجساد و محرومان از زير آوار انجام ميگيرد و بخشي ديگر كه بخش اعظم آواربرداري است، معمولاً همزمان و يا عموماً بعد از اسكان موقت صورت ميگيرد. اين مرحله حتماً بايستي براساس برنامه مشخص و توسط دستگاهها و ماشينآلات و نيروهاي متخصص با نظارت مسئولان محلي صورت گيرد. در كنار نيروها و ماشينآلات آواربرداري گروههاي تخصصي متشكل از نمايندگان آتشنشاني و ايمني، آب، برق، گاز، مخابرات و ... نيز بايد حضور داشته باشند. تا در مواقع ضروري جهت سرعت بخشيدن به كار و افزايش ايمني از آنها استفاده شود. داشتن آماري از ماشينٍآلات و نيروهاي موجود در كل منطقه بحران لازم است، زيرا گاه ايجاب ميكند كه بعضي گروهها و ماشينآلات در مناطق جابجا شود و در آواربرداي تعيين محل مناسب براي تخليه نخاله مهم است. در تخليه نخاله نزديكي به محل آواربرداري، ايجاد حداقل ترافيك در مسير تخليه و عدم خسارت به محيط زيست بايد مدنظر قرار گيرد.
در زمان آوار برداري حضور مالك، نيروي نظامي و نماينده دستگاه قضايي جهت رفع مشكلات احتمالي الزامي است. جذب مشاركتهاي مردمي در اين كار نيز در سرعت آواربرداري مؤثر و از حساسيتهاي مربوط ميكاهد.
3ـ اسكان دائم: به تناسب ميزان خسارت وارده به بخشهاي مختلف اسكان دائم نياز به زمان بيشتري دارد علاوه بر زمان تأمين منابع مالي از طرف دولت و مردم جهت بازسازي به صورت اعتبار دولتي و يا مشاركت مردمي در سطح منطقه، كشور و يا بينالمللي نيز الزامي است. در كنار نظارت عاليه ستاد مديريت بحران، بهتر است براي بازسازي واحدهاي مسكوني يك متولي واحد وجود داشته باشد. ساير گروههايي درگير نيز ميتواند به كم سازمان متولي بيايند همچنان كه حضور و مشاركت مردم نيز در اين زمينه بسيار نتيجهبخش است.
تجربه هر زلزله زنگ خطري براي دولت و مردم است كه ساختمانهاي خود را خوب و مقاوم بسازند، سرعت و كمبود اعتبارات مالي نبايد مردم و مسئولين را غافل نمايد بلكه بايد سريع، درست و مقاوم بسازند.
بازسازي اماكن مسكوني و زيرساختهاي شهري و مناطق جمعيتي بايد مبتني بر اصل مقاومسازي و متناسب با طرحهاي جامعه و اصول معماري و شهرسازي مناطق مختلف باشد؛ به نحوي كه ضمن حفظ اصول اميني در آن پپيشبيني اكثر نيازهاي مردم شده باشد.


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com


/ 0 نظر / 5 بازدید