تأثيرات رواني زلزله

Psycological-Effect-Earthquake-821016.jpg

خسارات روحي زلزله به مراتب بيشتر از خسارات مالي و جاني آن است . زلزله يکي از مخرب ترين و خانمان سوزترين حوادث طبيعي است ، که تنها در قرن بيستم بيش از ۳ ميليون انسان را به کام مرگ فرو برده است .

زلزله خسارات روحي جبران ناپذيري را بر پيکره بشريت وارد مي سازد ، اغلب انسان ها در اثر شوک روحي حاصل از زلزله دقيقاً نمي دانند که چه اتفاقي براي آنها رخ داده است و مدام علت آن را از افراد ديگر جويا مي شوند .

انسان ها در اثر وقوع زلزله خانه و خانواده و دوستان و بستگان يا به عبارتي منابع مالي و عاطفي خود را از دست مي دهند ، زلزله زدگان با از دست دادن خانه و کاشانه خود تمام اين مفاهيم و معاني را به يک باره از دست مي دهند .

آنها بعد از وقوع زلزله نياز به مراقبت ، حمايت و آگاهي دارند . اما شدت اين واکنش هاي روحي در برخي افراد بسته به نوع شخصيت آنها و عمق مصيبت وارده بيشتر است .

شوک زلزله

در ابتدا بايد گفت که چنين حوادثي شوک بزرگي به روان وارد مي آورد و کارکرد نرمال و عادي آن را به کل مختل کرده و کنترل فرد را بر رفتار خود ، ديگران و محيط اطراف به طرز چشمگيري کاهش مي دهد . چنين حالتي در فرد به چند دليل ايجاد مي شود :

* زلزله اي که موجب از دست دادن بستگان و ويراني محل زندگي فرد مي شود ، در حقيقت واقعه اي با شدت و عواقب وخيم بسيار است که در مدتي بسيار کوتاه رخ مي دهد . مسئله زمان کوتاه و شدت واقعه تأثيري کاري بر کارکرد روان دارد .

* نکته مهم ديگر اين است که چنين پيشامدي به شکل ناگهاني و غيرقابل پيش بيني رخ مي دهد و فرد را به شدت غافلگير مي کند .

* چنين اتفاقاتي تأثير خود را بر تمامي سيستم ( روحي و بدني ) بر جاي مي گذارد .

مراحل شوک به اين ترتيب است که زلزله زده ها ابتدا دچار شوک روحي مي شوند ، ترس تمام وجود آنها را فرا مي گيرد و با ناباوري به محيط اطراف خود نگاه مي کنند برخي از آنها دچار اختلالات مربوط به خواب و کابوس هاي شبانه مي شوند برخي ديگر مدام وقايع گذشته را در ذهن خود مرور ، مي کنند و برخي به گذشته برمي گردند و احساس مي کنند زلزله همچنان ادامه دارد . اين افراد براي رسيدن به يک تعادل نسبي سعي مي کنند از چيزهائي که يادآور آن لحظات است دوري کنند . در مورد زلزله مطلقاً صحبت نمي کنند . از قرار گرفتن در معرض بوها و صداهاي موجود در فضاي حادثه خودداري مي کنند و از مصاحبت با افرادي که آنها را به ياد روزهاي تلخ زلزله مي اندازند ، امتناع مي ورزند .

همچنين مشاهده مي شود که اين افراد از انواع دردهاي فيزيکي هم شکايت مي کنند . اما زماني که به پزشکان مراجعه مي کنند هيچ علائم و نشانه اي در بدن آنها مشاهده نمي شود . با وقوع زلزله رفتار کودکان نيز تغيير ميکند نسبت به روزهاي عادي بي قرارتر ، زودرنج تر و پرخاشگرتر و ساکت تر مي شوند . در تمام لحظات دوست دارند د رکنار والدين باشند . از بي خوابي رنج مي برند و در برخي موارد نيز عادت هاي کودکي مانند شب ادراري و مکيدن انگشتان مجدداً در آنها نمود پيدا مي کند .

کودکان زلزله زده ممکن است در آينده دچار ترس هاي متعددي از قبيل ترس از مدرسه ، حيوانات ، تاريکي واماکن محصور شوند البته اين واکنش ها در هنگام وقوع زلزله کاملاً طبيعي هستند و اکثر افراد با گذشت يک ماه به حالت طبيعي بازمي گردند . اما با وجود طبيعي بودن اين حالات افراد آسيب ديده ناخودآگاه نگران مي شوند و احساس مي کنند ديوانه شده اند . در اين موارد اين افراد حتماً بايد با يک روانپزشک مشورت کرده تا اقدامات لازم جهت آنها انجام گيرد .


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com






/ 0 نظر / 8 بازدید