مشکلات روحي و واکنش هاي رواني آسيب ديدگان

واکنش هاي رواني آسيب ديدگان در هنگام بروز بلايا

استرس چيست ؟

مهم ترين علائم افسردگي

توصيه هاي بهداشتي

در هنگام بروز بلاياي طبيعي معمولاً دست اندرکاران ذيربط به درستي تمام تلاش خود را وقف نجات جان آسيب ديدگان و تأمين نيازهاي اوليه رفاهي و زندگي آنان مي نمايند . ولي آسيب ديدگان بجز مشکلات فوق چنان دچار صدمات رواني مي شوند که گاهي تا پايان عمر از عوارض اختلالات روحي آن مصون نخواهند ماند . بنابراين برخوردهاي صحيح و مناسب رواني با بازماندگان مي تواند بسياري از اين مشکلات را کاهش دهد .



واکنش هاي رواني آسيب ديدگان در هنگام بروز بلايا

مرحله اول - چند دقيقه اول پس از بروز حادثه

مرحله دوم - چند ساعت اول پس از بروز حادثه

مرحله سوم - زمان رسيدن کمک هاي امدادي

مرحله چهارم - غالباً افراد آسيب ديده مجدداً روحيه خود را از دست خواهند داد

مرحله پنجم -که زمان تجديد سازمان خوانده مي شود ، افراد زندگي خود را بازسازي مي کنند و به تدريج درک مي کنند که بايد متکي به خود باشند .

واکنش هاي رواني اکثر مردم را در زمان بروز بلايا مي توان به پنج مرحله تقسيم نمود .

مرحله اول - مربوط به چند دقيقه اول پس از بروز حادثه است .

در اين مرحله اکثر افراد دچار ترس و وحشت مي گردند و اين ترس و وحشت در برخي افراد با حالتي از بهت همراه است ، بطوري که آنان قادر به انجام هيچ کاري نمي باشند . ولي اين حالات معمولاً گذرا و کوتاه مدت مي باشند .

مرحله دوم - اين مرحله در چند ساعت اول پس از بروز حادثه ايجاد مي شود .

واکنشهاي رواني مردم دراين مرحله شامل حالاتي است که افراد احساس مي کنند بايد کاري انجام بدهند به طوري که :

با ديگران ارتباط برقرار مي کنند

بدون سازماندهي و گاهي ناهماهنگ با ديگران در امدادرساني ها کمک مي نمايند .

گاهي در اين امدادرساني ها گستاخانه عمل مي کنند و به ضوابط اداري بي توجه مي باشند و ممکن است در ارتباطات خود نيز عصباني و تحريک پذير باشند . نيروهاي دست اندرکار در امدادرساني بايد اين حالات افراد را درک کنند و با پذيرش اين حالات به عنوان بخشي از واکنشهاي طبيعي افراد ، سعي نمايند به نحوي هوشمندانه فعاليتهاي آنان را در جهت مثبت هدايت کنند . در اين مرحله مردم تمايل دارند قهرمانانه و با ايثار زياد عمل نمايند . اگر اين تمايل به نحو صحيح هدايت شوند ، در امدادرساني نيز بسيار مفيد و مؤثر خواهند بود .

مرحله سوم - اين مرحله مربوط به زمان رسيدن کمک هاي امدادي مي باشد .

در اين مرحله آسيب ديدگان معمولاً حالات آرامش و اميد و شايد کمي نشاط پيدا مي کنند ولي امدادگران بايد بدانند که اين حالات هم گذرا است .

مرحله چهارم - در اين مرحله ، غالباً افراد آسيب ديده مجدداً روحيه خود را از دست خواهند داد و اين مرحله ايست که ممکن است به اين نتيجه برسند که کمکهاي رسيده براي آنان کفايت نمي کند و يا گاهي کمکهاي دريافتي خود را با ديگران مقايسه مي کنند و تصور مي کنند در مورد آنان عدالت رعايت نشده است . امدادگران بايد بدانند آسيب ديدگان در اين مرحله افسرده هستند و از نظر رواني احتياج به حمايت بيشتري دارند و ترک فوري منطقه ، قبل از رسيدن کافي به نيازهاي رفاهي و رواني بازماندگان ، وضعيت روحي آنان را خراب تر خواهد نمود . در اين مرحله مسئولين و امدادگران بايد با تدابيري که ذکر خواهد شد در جهت روحيه اميد و اعتماد به نفس در آسيب ديدگان بيانديشند .

مرحله پنجم - در اين مرحله که زمان تجديد سازمان خوانده مي شود ، افراد زندگي خود را بازسازي مي کنند و به تدريج درک مي کنند که بايد متکي به خود باشند . مسئولين ذيربط نيز بايد تلاش نمايند با مشارکت آسيب ديدگان ، کمکهاي رسيده را عادلانه توزيع نمايند و روند تجديد سازمان توسط خود مردم و با حمايتهاي همه جانبه تسهيل گردد . بايد توجه داشت که عدم توجه و رسيدگي کامل در اين مرحله ، منجر به باقي ماندن احساس ناراحتي خصمانه دربازماندگان خواهد شد .



۱ - براي امدادگران آشنايي با مسائل رواني آسيب ديدگان حوادث غيرمترقبه ضروري است .

۲ - پس از وقوع بلايا واکنش مردم در مراحل مختلف متفاوت است و امدادگران بايد اين تفاوتها را بشناسند و متناسب با آنها رفتار کنند .



استرس چيست ؟

هر نوع فشار اعم از جسماني يا رواني که به انسان وارد شود معمولاً منجر به بروز يک سري واکنشهاي غيراختصاصي ، به نام استرس ميگردد .

غالباً استرس در هنگام مواجهه با درد ، سرما يا گرماي زياد ، گرسنگي و خستگي و يا مشاهده صحنه هاي ناراحت کننده بوجود مي آيد .

استرس بيماري نيست ، ولي حالتي است که مي تواند منجر به بروز بيماري جسماني يا بيماري رواني گردد .

در جريان بلاياي طبيعي ، افراد متحمل استرسهاي شديدي مي شوند مانند : تخريب منازل ، از دست دادن دارايي ، مشاهده اجساد عزيزان و زجر و ناله ديگران ، مجروحيت ، سرما ، گرماي زياد ، گرسنگي ، تشنگي و ... همه مجموعه اي از استرسهاي شديد ميباشند که مي توانند منجر به بروز اختلالات رواني در افراد بشوند . در افراد مستعد اين اختلالات شديدتر و احتمال ماندگار شدن آن نيز بيشتر است .



اختلالات رواني ناشي از استرس حوادث غيرمترقبه

به علت استرسهاي متفاوت در بازماندگان ، اختلالات رواني مختلفي بوجود مي آيد که به برخي از مهمترين آنها اشاره مي گردد .

اختلال يا واکنش هاي حاد استرس

اين اختلال ها در اثر آسيبهاي شديد جسماني توأم با تهديد مرگ بوجود مي آيد که به دنبال آن فرد شديداٌ احساس وحشت و ترس و درماندگي مي کند . که منجر به بروز برخي از علايم و اختلالات رواني زير ميگردد .

۱ - احساس کرختي و بي تفاوتي

۲ - گيجي و کاهش آگاهي از محيط اطراف

۳ - احساس عدم واقعيت خود

۴ - احساس عدم واقعيت دنياي اطراف

۵ - فراموشي روان زا

براي بازماندگان در برخورد با آثار حادثه ، مرتباً افکار ، تصاوير ، رؤياها ، خطاهاي حسي و احساس وقوع مجدد حادثه ، تجديد مي شود . همراه با علائم فوق ، اضطراب ،‌برانگيختگي شديد ، اختلال خواب ، افزايش تحريک پذيري ، عدم تمرکز حواس و بي قراري حرکتي و همچنين تشديد رفلکس از جا پريدن به وجود مي آيد .

در مجموع اين اختلال ها حداقل ۲ روز و حداکثر ۴ هفته طول مي کشد که معمولاً در ۴ هفته اول بعد از بروز حادثه ايجاد مي گردد و باعث اختلال شديد فعاليتهاي اجتماعي وشغلي فرد نيز مي شود .



اختلال استرس پس از حادثه

در اين اختلال ،‌فرد نيز بايستي در برخورد با حادثه ، دچار ترس و وحشت شديد و احساس درماندگي شده باشد تا از طريق زير در آنها موجب تجديد خاطره گردد .

۱ - يادآوري مکرر و اجباري حادثه از طريق افکار و تصاوير ذهني

۲ - تکرار رؤياهاي زجرآور حادثه

۳ - احساس وقوع مجدد حادثه

۴ - زجر شديد رواني در برخورد با عوامل دروني يا خارجي که مي توانند نماد يا مشابه جنبه هايي از حادثه باشند .

۵ - واکنش شديد جسماني مانند ضربان شديد قلب يا عرق کردن که در برخورد با عوامل فوق ايجاد مي گردد .

بيمار با روشهاي زير از برخورد با محرکهاي يادآوري کننده اجتناب ورزيده و يک احساس کرختي و بي تفاوتي نسبت به محيط اطراف از خود نشان مي دهد مانند :

الف ) اجتناب از احساسات ،‌افکار و مکالمات مربوط به حادثه



ب ) دوري از محل حادثه ، همچنين عدم تمايل به تماس با افرادي که يادآوري کننده حادثه مي باشند .

ج ) بي تفاوتي و بي علاقگي در فعاليتهاي مهم و همچنين احساس غريبي و بيگانگي با ديگران

تمام علائم فوق در نوع حاد کمتر از ۳ ماه و در نوع مزمن تا سه ماه طول مي کشد در اين مدت کاهش شديد فعاليتهاي اجتماعي در فرد نيز مشاهده ميگردد.



اختلال شبه جسمي

ابراز شکايات جسمي متعدد در بازماندگان امر طبيعي است و اين افراد ممکن است با داستانهاي طولاني و متفاوت اظهار شکايات جسمي نمايند و براي درمان خود به پزشکان و مراکز درماني مختلف مراجعه کنند . که در شرايط استرس بخصوص در وقايع بعد از بلايا اين شکايات نيز شدت مي گيرد . شيوع شکايات بيشتر شامل جهاز هاضمه ( درد شکم ، تهوع ،‌ استفراغ ، نفخ شکم ) و روحي عصبي مانند ( فراموشکاري ،‌فلج و دوبيني ) و در مواردي به صورت ناراحتي هاي قلبي عروقي ابراز مي گردد .



اختلال خواب

تقريباً تمام بازماندگان از حوادث غيرمترقبه ، در برخي مواقع دچار اختلال خواب مي شوند . مهمترين علت اختلال خواب در اين افراد به علت تغيير وضعيت زندگي ، مرگ عزيزان ، از دست رفتن دارايي ها ، تزلزل در ثبات زندگي و ترس و نگراني از آينده مي باشد . بديهي است که فقدان يک خواب لذت بخش در فرد منجر به احساس خستگي ، ضعف و کاهش فعاليتهاي اجتماعي او در روز مي گردد .



واکنش سوگ

سوگ مجموعه اي از هيجانات و يک واکنش طبيعي و قابل پيش بيني نسبت به يک فقدان بزرگ مي باشد . مانند داغديدگي ناشي از مرگ يک عزيز يا از دادن شغل و اموال که با شکلهاي متفاوت ممکن است بروز نمايد .

اين واکنش در زنان و افرادي که بطور ناگهاني و در شرايط وحشت و ترسناک ، عزيزان خود را از دست داده باشند و يا به نحوي خود را مسبب و مسئول حادثه بدانند و همچنين از حمايت اجتماعي ضعيفي نيز برخوردار باشند ايجاد مي گردد . اين واکنش گاهي با شدت و زمان طولاني تر از حد معمول بروز مي نمايد .



افسردگي

تقريباً تمام آسيب ديدگان و بازماندگان بلايا در مواقعي از اوقات در رابطه با وضعيت جديد زندگي خود احساس غم و نااميدي خواهند نمود . اما اين احساسات ، افسردگي تلقي نمي گردد . در فرد افسرده همان احساس نااميدي بسيار شديدتر و براي مدت طولاني تر بروز مي نمايد هيچ چيز وي را خوشحال نخواهد کرد و اعتقاد دارد که هيچکس نيز قادر به کمک وي نيست .



مهم ترين علائم افسردگي عبارتند از :

غم و اندوه شديد

احساس نااميدي و درماندگي

زود به گريه افتادن

احساس تأسف دائمي

اضطراب

احساس عدم انرژي

عدم لذت بردن از محيط افراد

شکايات جسماني

کاهش وزن و اشتها

کاهش تمايلات جنسي

اختلال تمرکز و حافظه

احساس بي ارزشي



توصيه هاي بهداشتي

۱ - به هنگام وقوع حوادث معمولاً اخبار ناگوار مانند مرگ فرزند و والدين وجود دارد . لذا هرگز به لحاظ مصلحت سعي نکنيد حقيقت را از بازماندگان کتمان کنيد و به آنان دروغ بگوييد . بنابراين واقعيت را بتدريج و حتي الامکان در حضور جمع با آنان در ميان بگذاريد .

۲ - انتقال اطلاعات دروغ به بازماندگان موجب بي اعتمادي در آنان مي شود .

۳ - قرار دادن شخص داغدار در جمع گروهي از افراد داغدار شبيه به خود او ، تحمل درد و رنج را برايش آسان تر مي سازد .

۴ - مانع از ابراز احساسات بازماندگان نشويد و بگذاريد راحت گريه و زاري کنند ، زيرا تخليه احساسات آنها را راحت تر خواهد نمود .

۵ - مانع تجمع داغديدگان به دور هم نشويد . زيرا اين تجمع و هم دردي ، موجب آرامش رواني آنان مي شود .

۶ - هرگز کودکان را از والدينشان جدا نکنيد . چنانچه :

۱-۶- مادر مصدوم است ، هنگام ارجاع مادر به مراکز درماني تخصصي تر ، سعي شود کودکان زير ۴ ساله اش نيز همراه او يا پدرش اعزام گردند .

۲-۶- اگر کودک مجروح است بايد مادر يا پدر يا يکي از بستگان بسيار صميمي اش همراه او اعزام شوند .


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com


/ 0 نظر / 9 بازدید