نقش اطلاعات در مديريت بحران (۲)

2.توسعه پذيري انواع داده :
امکان اضافه کردن نوع داده جديد به يک پايگاه داده باعث افزايش اطلاعات موجود درباره يک برنامه مي شود. بنابراين پايگاه داده به جاي اينکه يک عکس را به عنوان يک دنباله بزرگ و بي شکل از بيتها در نظر بگيرد، متوجه نوع و چگونگي ايجاد تغييرات در آن مي شود. اين موضوع منجر به اين مي شود که کاربر مي تواند داده اي پيچيده را به جاي اينکه در برنامه اي خارجي جستجو نمايد، در درون پايگاه داده جستجو کند. اين کار باعث کاهش پيچيدگي برنامه و نيز افزايش سازگاري داده ها در داخل پايگاه داده ها مي شود.
3.ذخيره کردن داده ها :
برنامه نويسان دريافته اند که کاربران بسيار علاقه دارند پرس و جوهاي بسيار پيچيده براي تصميم گيري را در محلي انجام دهند که داده ها و عمليات تراکنش در آنجا قرار دارند. زماني تصور مي شد که پايگاه داده هاي رابطه اي مي توانند پاسخگوي پرس و جوهاي بسيار پيچيده تصميم گيري باشند. ولي در واقع سيستمهايي که براي عمليات تراکنش بهينه شده اند، از پرس و جوهاي مناسب براي تصميم گيري پشتيباني نمي کنند و به عکس. امروزه به دليل فراهم آمدن امکانات لازم براي ذخيره داده ها در چند محل مختلف، مي توان از يک کپي داده ها تنها براي اهداف تصميم گيري استفاده نمود. همچنين ابزارهاي بسياري وجود دارند که مي توانند داده هاي عملياتي را به مخازن انتقال دهند، آنها را استخراج و روزآمد نمايند و به صورت همزمان و موازي آنها را بازيابي کنند. مخازن مي توانند حجم بسيار بيشتري داده، حتي در حد ترابايت ، را نسبت به سيستمهاي عملياتي بر پايه تراکنشها ذخيره نمايند. زبانهاي پياده سازي پايگاه داده و زبانهاي پرس و جو امکاناتي جهت آناليز داده ها در اختيار کاربران قرار مي دهند.
4.پياده سازي برنامه هاي سمت سرور :
براي اينکه برنامه از تعداد زيادي کاربر پشتيباني نمايد، يک لايه مياني در بين کاربر و پايگاه داده ايجاد مي شود که به عنوان واسط کاربر و پايگاه داده عمل مي نمايد. قسمت سمت کاربر، تنها يک صفحه وب مي باشد که در Internet Explorer باز شده اطلاعاتي را از کاربر در باره نوع داده يا عمليات مورد نياز دريافت مي نمايد. برنامه سمت سرور تشخيص مي دهد که به کدام پايگاه داده متصل شود و قسمت اعظم عمليات را انجام مي دهد. حسن استفاده از اين سيستم اين است که هنگام ايجاد تغييرات در سيستم، به جاي روزآمد کردن برنامه در رايانه هاي 10000 کاربر، يک شخص مي تواند تنها قوانين 10 برنامه سمت سرور را تغيير دهد.



شکل4 - سامانه جمع آوري اطلاعات

جمع آوري اطلاعات:
تحقيقات زيادي در جهت بهينه نمودن نحوه جمع آوري اطلاعات در زمان بحران انجام شده است. يکي از اين چالشها، اختلاف داده ها در پايگاه داده هاي مراکز سيستمهاي اطلاعات جغرافيايي با داده اي واقعي در محل حادثه مي باشد. به عنوان مثال ممکن است مسئولان بحران به داده هاي ناقص و منسوخ درباره مصالح خطرناک دسترسي داشته اما فاقد اطلاعات کامل و جزئيات مربوط به مصالح استفاده شده در يک ساختمان به خصوص باشند، هرچند اين داده ها در مراکز صنعتي مربوط موجود باشند. بنابراين مديريتي جديد براي داده ها لازم است تا داده هاي جغرافيايي بسيار شفاف و کاملي در اختيار باشد.
به وضوح پيشرفت در جهت پياده سازي سيستمي براي مديريت جمع آوري داده هاي ورودي و پاسخها در زمان بحران (و نه تنها بعد از آن) براي مطلع ساختن مسوولان بحران در زمان بحران امري بسيار لازم است. نکته مهم اينکه تجزيه و تحليل داده ها پس از بحران مي تواند کار فرموله کردن پاسخگويي هاي مناسب در بحرانهاي بعدي را تسهيل نمايد. اين کار بوسيله تشخيص نحوه پاسخگويي و مديريت فعاليتها براي بهينه نمودن آنها صورت مي گيرد. اين مجموعه داده مي تواند عنصر بسيار گرانبهايي در معتبر ساختن و پيشرفت مدل مديريت بحران باشد.
يکسان سازي داده ها و همکاري مؤلفه ها :
يکسان نمودن داده هايي که از منابع و سازمانهاي مختلف وارد مي شوند يکي از چالشهاي مسوولان بحران مي باشد. نيازهاي مربوط به جامعيت داده ها يکسان نمي باشند- نيازهاي مربوط به سرعت، کامل بودن و کيفيت داده ها بين سازمانها همگي بر اساس نوع و محل بحران تغيير مي کنند. در نخستين قدم براي پاسخگويي به بحران، يکسان سازي بايد به سرعت اعمال شود. تعدادي مانع غير فني، از پياده سازي راه حلها جلوگيري مي کنند. مانند مقاومت سازمانها در مقابل به اشتراک گذاري اطلاعات و همکاري، عدم وجود معماري کلي براي سيستم، قيود امنيتي که اشتراک داده ها را مشکل مي نمايند و نبود استاندارد براي برنامه ها. يکي از راه کارها براي يکسان سازي داده ها و نيز تسهيل همکاري سيستمها، ايجاد استاندارد براي Metadata و استفاده از آن مي باشد. Metadata، اطلاعاتي است که قالب و ساختار داده هاي ديگر را مشخص مي نمايد. استاندارد نمودن Metadata و شرح قالب پايگاه داده هاي موجود در سيستم مديريت بحران، مي تواند بوسيله XML DTD (که شرحي قانونمند است از ساختار يک سند وآنچه که مي تواند در آن سند ظاهر شود) صورت گيرد. استاندارد سازي Metadata که نشان دهنده محتوي و قسمتهاي مهم يک سيستم اطلاعاتي مي باشد، بسيار مشکل است، ولي مهمترين موضوع جهت يکسان سازي منابع مختلف داده مي باشد.
پاسخگويي به بحران به مقدار زيادي اطلاعات بي ساختار و چند رسانه اي بستگي دارد که بايد جمع آوري و پردازش شده با مدل کنوني يکسان شوند و به صورت بلادرنگ در اختيار مسوولان قرار بگيرند. به وضوح تکنولوژي مورد استفاده براي استخراج خودکار محتوي هر قسمت از داده هاي دريافتي، ارزش بالاي خود را نشان خواهد داد. حتي استفاده از تکنيکهاي وابسته ساده، مانند سيستم جمع آوري خودکار اطلاعات جغرافيايي، مي تواند مفيد باشد.
اين تکنيکها بايد داده هاي تکراري و نادرست را جدا کرده و ساير داده هاي بي ساختار ورودي را به صورت خودکار و خلاصه به قالبهاي ساختيافته تبديل کنند تا افراد و مدلها بتوانند آنها را تجزيه و تحليل نمايند. قسمت اعظم اين داده ها به صورت متن مي باشند. بنابراين، تحقيقات بر روي فيلتر کردن متنها، خلاصه کردن، استخراج و کشف رويدادها از داخل اين متنها، بسيار مهم خواهد بود. صوت يکي ديگر از منابع اطلاعاتي مي باشد. بنابراين تحقيقات در زمينه تشخيص صدا در محيطهايي با آلودگي صوتي، قطعه قطعه بودن صدا در اولويت بعدي قرار دارند. از منابع ديگر اطلاعاتي مي توان به تصوير اشاره نمود.


شکل 5- معماري چند سطحي در در ک اطلاعاتي



با توجه به قوانين مختلفي که در سازمانها وجود دارد، که مهمترين آنها قوانين امنيتي مي باشد، چالش اصلي ارائه ساختاري جهت جامعيت داده هاست ، در حاليکه اين قوانين رعايت شوند.


انتقال داده :
اصل مهم در انتقال داده، در دسترس بودن آن در هر زمان و هر مکان مي باشد. تکرار - کپي و انتشار دوره اي اطلاعات روزآمد شده – به وضوح يک مؤلفه کليدي در زمينه در دسترس بودن داده ها مي باشد. ولي تکرار داده ها در محلهايي که خارج از ناحيه بحران قرار دارند، لزوماً مؤثر نيست. زيرا ممکن است تمامي راههاي ارتباطي ناحيه بحران با ساير مناطق قطع شده باشد. يک راه روشن، افزايش تعداد مراکز تکرار و نگهداري اطلاعات مي باشد. ولي پي بردن به يک طراحي ايده آل نياز به سبک سنگين کردن دقيق هزينه تجهيزات و مديريت اطلاعات محلي در مقابل بازده عمليات روزآمد کردن و سازگاري مراکز تکرار دارد.
انتقال حجم بالايي از اطلاعات، مانند تصاوير بسيار دقيق ماهواره اي ويا فيلمهاي مستند، به صورت بلادرنگ – و يا با تأخير بسيار کم – يکي ديگر از مشکلات مي باشد. مخصوصاً زماني که زير ساختهاي لازم از ميان رفته اند و يا اين طلاعات بايد به دستگاههاي سيار فرستاده شوند. يکي از راه کارهاي ارائه شده براي اين شکل، استفاده از DBS در محل حادثه مي باشد. DBS، در مقابل تلويزيون هاي کابلي و ماهواره هاي آنالوگ، از يک آنتن 45 سانتي متري (18 اينچي) که به سوي يک يا چند ماهواره قرار گرفته اند، استفاده مي نمايد. واحدهاي DBS امکان دريافت چندين کانال مختلف از سيگنالهاي تصوير و صدا و همچنين اطلاعات برنامه ها، Email و داده هاي مربوطه را که مالتي پلکس شده اندرا دارند. DBS معمولاً از استاندارد MPEG-2 براي کدگذاري و نيز COFDM براي ارسال استفاده مي کند.
بازدهي مرکز GIS :
يکي ديگر از نگراني ها، بازدهي مرکز GIS است که نقشي حياتي در مديريت بحران ايفا مي کند. شرکتهاي بزرگ در زمينه پايگاه داده مانند IBM , Informix , NCR , Microsoft به سرعت در حال بهينه سازي سيستمهاي خود براي پشتيباني از داده هاي فضايي و جغرافيايي هستند. به نظر مي رسد که ظرف چند سال آينده، داده هاي فضايي به جاي قرار گيري در سيستمهاي GIS، برروي پايگاه داده هاي تجاري قرار خواهند گرفت. بدليل آنکه حجم اين داده ها به چند ترابايت مي رسد، فروشندگان اين محصولات بازدهي مناسبي براي سيستمهاي خود ايجاد خواهند نمود.
استواري زيرساخت اطلاعات :
همانطور که در بالا اشاره شد، مديريت بحران يک فعاليت اطلاعاتي و به شدت نيازمند ارتباط است. زيرساخت اطلاعات، کليد اصلي تمام جنبه هاي مديريت بحران مي باشد. در تلاشهاي قبل از حادثه، شبکه ها براي آموزش و ايجاد تجربيات مجازي مورد استفاده قرار مي گيرند. در زمان پاسخگويي به بحران، شبکه ها باعث ردوبدل شدن اطلاعات بين مسوولان مختلف و تهيه و انتشار اطلاعات لازم به مردم مي شوند. نيازهاي اطلاعاتي براي مديريت بحران به يک زيرساخت ارتباطي بستگي دارد که در برابر خرابي ها مقاوم باشد، به خصوص وقتي که اعتماد بسياري به IT براي در دست گيري بحران و عواقب پس از آن شده است.
نکته مهم بعدي، قابليت زيرساخت ارتباطي در سازگاري با تغييرات، مديريت ترافيک شبکه و انباشتگي اطلاعات و ايجاد امکاناتي جهت ارسال سريعتر اطلاعاتي که داراي اولويت بيشتري هستند،مي باشد. همچنين اين زيرساخت بايد به گونه اي عمل نمايد که بتواند اطلاعات لازم را حتي اگر قستهاي زيادي از آن به صورت فيزيکي از بين رفته باشند، در اختيار مسوولان قرار دهد. اين مشکلات در شبکه هاي بزرگي مانند پليس، آتش نشاني و همچنين هنگامي که شبکه هاي بسيار بزرگ مانند اينترنت استفاده مي شوند، بيشتر مشخص مي شود.

شکل 6- بهره گيري از تسهيلات ماهواره اي سيار در انتقال اطلاعات
مدل سازي و شبيه سازي :

مدل ها، نمايش فيزيکي و يا رياضي يک سيستم، رويداد و يا پروسه هستند. شبيه سازي عبارت است از پياده سازي يک مدل در طول زمان. مدل سازي و شبيه سازي مي توانند در مورد بسياري پديده ها مانند زمينلرزه، آتش فشان و غيره استفاده شوند و نقش بسيار مهمي در فعاليتهاي مديريت بحران ايفا مي کنند. نمونه اي از اين نقشها به شرح زيراند :
1.برنامه ريزي :
مدلها قبل از حادثه براي برنامه ريزي استفاده مي شوند. به عنوان مثال ترافيک شهر تهران پس از يک زلزله مي تواند مشکل بسياربزرگي باشد. با استفاده از مدلها و شبيه سازي مي توان مسير يابي بهينه احتمالي در شهر را براي چنين حادثه اي از قبل پيش بيني نمود.
2.سهولت انجام کار :
مدلي که مثلاً در مورد خطر سيل استفاده مي شود به ساده تر شدن تلاشها بوسيله معرفي و شناساندن انگيزه هاي اقتصادي براي پياده سازي تغييرات و نيز با عمل به صورت ابزاري براي آموزش گروهها در مقابل خطراتي که احتمال دارد براي آنها پيش آيد، کمک مي کند.
3.پيشگويي خرابيها پيش از رخداد حادثه :
به عنوان مثا، مي توان زلزله اي را شبيه سازي نمود که بخشهايي از شهر را ويران کند. با توجه به اطلاعات موجود قبلي، مانند تعداد افراد ساکن در آن مناطق و يا تعداد بيمارستانهاي موجود، مي توان به راحتي نيازهايي را که در زمان حادثه واقعي وجود دارند، تخمين زد.
4.برآورد خرابي هاي نخستين :
بعد از يک زمينلرزه، تشخيص سريع و صحيح وسعت خرابيها بسيار مشکل است. زيرا جمع آوري و هماهنگ کردن اطلاعات خرابيها زمان قابل توجهي را به خود اختصاص مي دهد. برآورد خرابيها نخستين براي هدايت گروههاي امداد بسيار لازم هستند. به عنوان مثال مي توان از زلزله اي که در Northridge در امريکا بوقوع پيوست نام برد. پس از اين زلزله، حدود 3 ميليون ساختمان در معرض خرابي بودند. با وجود خطري اينچنين بزرگ، يافتن مقدار دقيق وسعت خرابي ها زمانبر مي باشد. نوعي ابزار تشخيص سريع لرزه وجود داردکه مدلي است که بيان مي کند چه نوع خاصي از لرزه مي تواند باعث خرابي شود. اين مدل که شامل اطلاعات مربوط به ساختمان ها(مانند نوع و سن سازه)، امکانات امدادي و موقعيتهاي جغرافيايي است، تعداد تلفات و نيز تعداد سرپناه ها و بيمارستانها لازم در هر ناحيه را تخمين مي زند.


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com
























  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۳