نقش اطلاعات در مديريت بحران (1)

بررسي نقش بانک هاي اطلاعاتي در مديريت بحران چشم انداز و هدف: هدف اين نوشتار، مدل کردن سامانه تصميم ساز مورد نياز براي مديريت بحران و نيز ارائه راهکاري جهت مديريت اطلاعات با همکاري منابع ضد بحران مي باشد. اين راهکار، اطلاعات و سامانه هاي ارتباطي را به صورت يک ساختار استاندارد، همسان و خروجي هاي مناسب را توليد خواهد نمود. روش بررسي: در اين گزارش مديريت بحران با استفاده از مفاهيم فناوري اطلاعات (IT) مدل سازي شده است. مطابق برنامه ريزي انجام شده، مطالعات با بررسي سوابق نقش بانک هاي اطلاعاتي و فناوري اطلاعات در بحران هاي طبيعي آغاز و بر مبناي ساختار ارتباطي ايران، مدل مقدماتي آن در اين گزارش توسعه داده شده است. خلاصه اجرايي: بحران ها، حوادثي هستند که خرابي هاي زيادي بوجود آورده و باعث به خطر افتادن جان افراد مي شوند. اين خرابي ها مي توانند به صورت منطقه اي، مانند سيل، و يا به صورت سراسري، مانند زلزله و آتشفشان، نمود پيدا کنند. حتي بحران هايي نيز در حد جهاني، مانند مشکل سال 2000 رايانه ها، وجود دارند. با توجه به گسترش IT در تمام زمينه ها و نيز فوايد بيشمار استفاده از آن، خصوصاً در مواردي که حجم داده ها و پردازش آنها بسيار بالا است، استفاده از آن در مديريت بحران بسيار حياتي است. در اين راستا کشورهاي پيشرفته از مدت ها قبل تلاش براي ايجاد سامانه اي جامع را آغاز نموده اند. اين سامانه باعث افزايش دقت تصميمات مديريتي بوسيله شبيه سازي نتايج حاصل از تصميم گيري هاي مختلف، استاندارد بودن اطلاعات و اطلاع رساني سريع به مسوولان و امدادگران شده است. حاصل اين تلاش ها و امکانات، کاهش ميزان تلفات و افزايش سرعت ساماندهي بحران است. در کشور ما، به دليل عدم وجود سامانه اي جامع و برپايه IT، مديريت بحران به صورت سيستماتيک اجرا نمي شود، داده هاي موجود داراي قالب هاي متفاوت هستند و اطلاع رساني به سرعت صورت نمي گيرد. لذا، در اين مستند مدلي جهت پياده سازي سامانه فوق ارائه شده است.




شکل 1 – نمايي کلي از زيرساخت ارتباطي مورد نياز

چکيده: اين مستند در برگيرنده دو مبحث مي باشد: مدل سازي سامانه مديريت بحران و پياده سازي آن. مدل ها، نمايش فيزيکي و يا رياضي يک سيستم، رويداد و يا پروسه هستند. در طي فرآيند مدل سازي، مؤلفه هاي اصلي سيستم شناخته شده و درباره نحوه ارتباط و اتصال آنها به يکديگر تصميم گيري مي شود. در فرآيند پياده سازي، مؤلفه هاي سيستم به صورت کامل و با تمام جزييات شناخته شده سامانه به طور کامل ساخته مي شود. اين فرآيند، بيشترين زمان انجام پروژه را به خود اختصاص مي دهد. مقدمه: رشد روز افزون رايانه و فناوري هاي ارتباطي بطور قابل توجي پتانسيل خروجي هاي پژوهشي را نيز افزايش داده است. اکنون افق جديد در درک اين پتانسيل بهره گيري از مشارکت و گردهمايي داده هاي گوناگون در موضوعي مشترک است. تلفيق، محاسبات ابزار گرا و سامانه هاي ارتباطي، مناسب ترين رهيافت تقويت همکاري دانشي است که اين مسئله خود نيازمند زيرساخت اطلاعاتي مبنا مي باشد. تعريف مسئله: عناصر مهم در پياده سازي چنين سيستمي به شرح زير مي باشند : 1- زيرساخت استوار : بحران مي تواند تهديدي براي بازدهي و جامعيت داده اي مورد نياز در زيرساخت سيستم مديريت بحران باشد. چگونه مي توان از اين زيرساخت بهتر محافظت نمود؟ اين زيرساخت چگونه طراحي و پياده سازي شود تا کارايي آن در مواقع بحران، تنزل زيادي نداشته باشد ؟ 2- ذخيره، جستجو و بازيابي اطلاعات : پروسه تصميم سازي در تمام بخشهاي اين سيستم ، بر پايه مقدار بسيار بسيار زيادي اطلاعات مي باشد که همواره در حال افزايش و روزآمد شدن مي باشند. کاربران چگونه مي توانند به صورت مؤثر، اطلاعات مورد نياز را از ميان منابع اطلاعاتي مختلف بازيابي کنند؟ چگونه به صورت مؤثر مي توانند اطلاعات بدست آمده را در جهت مديريت صحيح فعاليتهاي خود به کار بگيرند؟ 3- سازگاري با قالب ها : اطلاعات به اشتراک گذاشته شده مي توانند با قالبهاي مختلف ارائه شوند. تفاوت در اين قالبها به دليل وجود قوانين و نيازهاي مختلف در هر سازمان، تفاوت معاني در ارائه هاي مختلف از يک داده ( مانند اختلاف موجود در معني کلمه جدول در يک صفحه HTML و يک پايگاه داده رابطه اي) بوجود مي آيد. چگونه مي توان اين اطلاعات متفاوت را مديريت و با هم منطبق نمود؟ 4- ايجاد مرکز اشتراک داده ها : استفاده از تکنولوژي اطلاعات و نيز امکانات الکترونيکي، موانع موجود در همکاري، اشتراک داده ها و نيز ارتباطات را کاهش داده است. تأثيرات ممکن بر نحوه انجام فعاليتهاي افراد چيست؟
مؤلفه هاي سيستم:
1. زير ساخت ارتباطي:
زيرساخت ارتباطي مورد نياز براي پياده سازي سامانه تصميم سازي مديريت بحران، مانند شکل زير مي باشد. ارتباطات ايجاد شده بين بخش هاي مختلف، با استفاده از زيرساخت مخابرات ايجاد مي شود. براي در دسترس بودن هميشگي سيستم، لازم است از انواع ديگر ارتباطات مانند ماهواره ها به عنوان پشتيبان استفاده شود. با ايجاد اين ساختار و استفاده از سرويسهاي شبکه اختصاصي مجازي (VPN) ، امکان انتقال داده ها به راحتي و با امنيت و سرعت بسيار بالا ميسر خواهد شد.
2.پايگاه داده:
حجم اطلاعات موجود بسيار زياد مي باشد و گاهي به چندين ترابايت مي رسد. تنها راه مديريت اين اطلاعات وسيع، استفاده از پايگاه داده است. انتخاب سامانه مديريت پايگاه داده ( DBMS ) بستگي مستقيم به نوع اطلاعات موجود و نيازهاي سامانه دارد. به وضوح بازدهي سيستم بستگي مستقيم به انتخاب نوع سامانه مديريت پايگاه داده دارد.
با توجه به ساختار ارتباطي فوق، پايگاه داده مورد نياز بر روي تمامي سرورها وجود دارد. عمل تکرار داده ها بين سرورها در زمانهاي مشخص و برنامه ريزي شده صورت مي گيرد. در نتيجه تمامي سرورها در هر زمان داراي اطلاعاتي هستند که تا %9/99 مشابه مي باشند و پس از عمل تکرار کاملاً مشابه خواهند شد.
3.سامانه جمع آوري و نمايش اطلاعات:
پس از ايجاد ارتباطي فوق، با استفاده از امکانات ايجاد شده و نيز امکانات موجود در اينترنت، مي توان از انواع ابزار ها براي ورود اطلاعات و نمايش خروجي ها استفاده نمود. از جمله اين ابزارها مي توان به تلفن هاي همراه، رايانه هاي جيبيي و شخصي اشاره نمود. به طور کلي مي توان از تمامي ابزارهايي که به نحوي امکان استفاده از اينترنت بوسيله آنها وجود دارد، سود جست. توجه به اين نکته ضروري است که اکثر کارها توسط رايانه هاي شخصي که در مراکز ورود اطلاعات قرار دارند انجام مي شود. با توجه به اينکه استفاده از اينترنت داراي مشکلات بيشتري نسبت به خطوط استيجاري مخابرات ، مانند امنيت و سرعت پايين تر مي باشد، وجود ساختار ارتباطي فوق غير قابل اجتناب است.



زير ساخت ارتباطي موجود در کشور
4.سامانه پردازش و يکسان ساز:
با توجه به گوناگوني قالب اطلاعات، پردازش کاراي آنها ممکن نيست. لذا پيش از پردازش و بدست آوردن نتايج، بايد اطلاعات يکسان شوند. اطلاعات يکسان شده با استفاده از تکنولوژي هايي مانند XML منتقل مي شوند.
پياده سازي سامانه مديريت بحران:
در طول زمان ، همواره ساختن برنامه اي شامل مؤلفه هايي که در يک شبکه توزيع شده اند و به همراه يکديگر همانند يک برنامه يکپارچه عمل مي کنند ، مورد توجه قرار گرفته است. سابقاً ، برنامه هاي توزيع شده ايجاب مي کردند که از تکنولوژيهاي Component – Object مانند DCOMو يا CORBA و يا RMIاستفاده شود. اين تکنولوژيها معماريهاي قابل اعتماد و قابل گسترشي را براي پاسخگويي به نيازهاي برنامه ها فراهم مي کردند.

اگرچه اين تکنولوژيهاي بر Component-Based در Intranet ها به خوبي کار مي کردند ، ولي تلاش براي استفاده از آنها در اينترنت باعث بوجود آمدن 2 مشکل بسيار بزرگ شد. اولاٌ اين تکنولوژيها نمي توانستند Interoperate داشته باشند. (Interoperate به معني استفاده از مؤلفه هاي ساخته شده با تکنولوژيها و زبانهاي برنامه نويسي مختلف در کنار هم و در يک برنامه مي باشد.) در حاليکه آنها در مفهوم اشياء يکسان بودند ، در جزئيات متفاوت عمل مي کردند. به عنوان مثال مديريت چرخه زمان فعاليت ، پشتيباني از Constructor و درجه پشتيباني از وراثت در آنها متفاوت مي باشد. مسئله دوم و مهمتر اين است که تمرکز آنها بر روي ارتباط از نوع RPC معمولاً باعث بوجود آمدن سيستمهاي دوگانه با ارتباط تنگاتنگ در کنار قوانين مجزاء روشهاي شي گرا مي شد.
در مقابل ، برنامه هاي کاربردي برپايه Web Browser ، دوگانگي کمتر و Interoperability بيشتري دارند. آنها از پروتکل HTTP براي تبادل داده ها در قالبهاي گوناگون و به صورت MIME، استفاده مي کنند. Web Service ها ، مدلهاي برنامه نويسي تحت وب گذشته را با تمامي انواع برنامه هاي کاربردي و نه تنها برنامه هايي که در Browser ها اجرا مي شوند ، سازگار مي گردانند. آنها پيامهاي SOAP را بوسيله HTTP و ساير پروتکلهاي اينترنت منتقل مي کنند. از آنجايي که Web Service ها براي نشان دادن عملکردهاي برنامه ها در اينترنت ، بر پايه استانداردهايي HTTP و XML وSOAP وWSDLبوجود آمده اند، لذا به زبان برنامه نويسي ، Platform و دستگاه خاصي وابسته نيستند.

معماري چند سطحي (n-Tier) ، باعث جدا شدن فعاليتهاي اصلي در يک سيستم مي شود به نحوي که گردآوري و آماده سازي و قالب بندي اطلاعات کاملاً از Business Logic و قوانين پردازش اطلاعات و آن نيز به نوبه خود از داده ها جدا مي شود. اين مدل نياز به زمان آناليز و طراحي بيشتري دارد ولي هزينه هاي مربوط به نگهداري و افزايش انعطاف پذيري در موارد استفاده طولاني را بسيار کاهش مي دهد. شکل 1-1 نماي کلي معماري n-Tier را نشان مي دهد. به عنوان مثال، معماري 3 سطحي به شکل زير پياده سازي مي شود. در ادامه شرح مختصر بخشهاي مختلف آن ذکر گرديده است:
معماري 3-Tier شامل سه بخش مي باشد که عبارتند از :
1- بخش کاربري (Presentation)
2- بخش مياني (Business Logic)
3 -بخش دادها (Data Services)
بخش کاربري داراي Interface هايي است که کاربران از آنها براي دستيابي به سيستم استفاده مي کنند. اين بخش نه تنها شامل يک واسط گرافيکي است که کاربران مي توانند از طريق آن با برنامه ارتباط داشته باشند ، داده ها را وارد نمايند و نتيجه درخواست هايشان را مشاهده نمايند ، بلکه کارهاي مربوط به ساماندهي ، پيمايش و قالب بندي اطلاعاتي که دريافت و ارسال مي شوند را انجام مي دهد.
بخش دوم در بين بخشهاي کاربري و داده قرار دارد و بيشترين کار را انجام مي دهد. اين بخش ناحيه اي است که تنها به توسعه دهنده اختصاص دارد. Business Logic که شامل قوانيني است که بر روند پردازشهاي سيستم حکمراني مي نمايد ، از يک سو با کاربر و از سوي ديگر با داده ها ارتباط دارد و درخواستهاي منطقي کاربران را به درخواستهاي مناسب SQL و نيز نتايج حاصل را به صورت داده هاي با قالبهاي قابل استفاده براي کاربر تبديل مي کند. بنابر اين جداولي که حاصل درخواستهاي بسيار پيچيده هستند ، بدون اينکه کاربر از نحوه عمل فعاليتهاي انجام گرفته اطلاعي داشته باشد ، تهيه شده و در اختيارش قرار مي گيرند. تمامي اين کارها در اين بخش صف بندي مي شوند و در نتيجه کاربران تنها وظائف را بدون اينکه نيازي به دريافت جواب داشته باشند ، ارسال مي کنند.



شکل 3- زيرساخت ارتباطي استان هايي که بيشترين شدت رويداد زمينلرزه در آن ها محتمل است
سرويسهاي مر بوط به داده ها که در بخش سوم قرار دارند ، ياتوسط يک منبع داده ساختيافته مانندSQL Server ، Oracle
تأمين مي شوند و يا توسط منبع داده هاي غيرساختيافته ، مانند Microsoft Exchange يا Microsoft Message Queuing . اين سرويسها دسترسي به داده ها را ساماندهي و مديريت مي کنند.
نکات مهم در طراحي يک پايگاه داده :
1.پشتيباني از لايه Business Logic :
پايگاه داده ها نه تنها داده ها را مديريت مي کنند بلکه لايه Business Logic را نيز در برمي گيرند که شامل ساختارهايي براي پيمايش داده هاست. اين تمايل در اواسط دهه 80 ميلادي ، هنگامي که رويه هاي ذخيره شده و پايگاه داده هاي شيئ اي به بازار آمدند، آغاز گرديد. سپس پشتيباني از Business Logic در پايگاه هاي داده و ابزار هاي مربوط قرار گرفت. به عنوان مثال، امکان ذخيره عکس در پايگاه هاي داده و نيز ابزارهايي جهت تبديل داده ها به قالب HTML ( زبان مورد استفاده در صفحات وب ) براي ايجاد واسطهاي گرافيکي فراهم آمد. در کارهاي مهم و بزرگ که از انواع مختلفي از رايانه ها و دستگاهها استفاده مي شود، برنامه اي که تنها بوسيله سرويس هاي پايگاه داده نوشته مي شود، نسبت به برنامه هايي که بر اساس Platform خاصي نوشته مي شوند ( مثلاً از سيستم فايل استفاده مي کنند) ، بسيار ساده تر تغيير مي يابند.
دليل دوم قابليت مديريت مي باشد. برنامه ها به سرعت تغيير مي يابند و ويژگيهاي جديدي کسب مي کنند. بنابر اين استفاده از سرويسهاي پايگاه داده مي تواند بسيار مؤثر باشد. پايگاه داده مي تواند به گسترش، پيکربندي و مديريت برنامه هايي که از داده استفاده مي کنند، و نيز بازيابي اطلاعات و برنامه درصورتي که خطايي پيش آيد، کمک بسيار بزرگي نمايد. همچنين يکپارچه کردن Business Logic و اطلاعت موجود در داخل پايگاه داده کمک بزرگي به امکان ايجاد تغيير در برنامه مي کند ؛ برنامه اي که بسيار پيچيده شده است، نياز به دسترسي به داده هاي توزيع شده دارد و بايد تعداد زيادي کاربر را پشتيباني نمايد.



  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸۳