نقش سازمانهای غيردولتی در کاهش خسارتهای ناشی از زلزله

سازمانهای غير دولتی در نظم نوين جهانی علاوه بر اينکه بعنوان نمودی از دموکراسی در جوامع مطرح می­شوند، بعنوان نهادهای موازی دولت بخشی از بار اجرايی دولت را بر عهده می­گيرند. با توجه به ماهيت مردمی بودن اين سازمانها، در واقع ارگان نظارتی مردم به فعاليتهای دولت در جهت اجرای خواسته های آنها نيز بشمار می­روند. در مقاله حاضر پس از بحث کوتاهی که در زمينه معرفی سازمانهای غيردولتی و نيز بحران زلزله در ايران ارائه می­گردد با توجه به نظام ساخت و ساز کشور نقشی که سازمانهای غيردولتی می­توانند در کنار دولت در جهت کاهش خسارتهای ناشی از زلزله داشته باشند مطرح می­شود. در پايان راهکارهای اجرايی در زمينه بکارگيری اين سازمانها در جهت ارتقای فرهنگی و علمی کشور در جهت مقابله به بحرانها ارائه گرديده است.



کلمات کليدی: سازمان غيردولتی، زلزله، مديريت بحران، خسارت، نظارت، ايمن سازی

1- مقدمه

کشور ايران، بدليل قرار گرفتن در منطقه خاص تکتونيکی کره زمين، همواره شاهد وقوع زمين­لرزه­های مخرب و شديد بوده است. از سوی ديگر بدليل ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر آن گاهی شاهد تشديد خسارتهای ناشی از زمين­لرزه بدليل سوء مديريتها و نيز عملکرد نادرست نيروهای مردمی بهنگام وقوع شرايط بحران بوده­ايم. کاهش خسارتهای ناشی از زلزله در چنين کشوری نيازمند همکاری تمام ارگانهای دولتی و غير­دولتی با يکديگر است، چرا که دولت به تنهايی توانايی کنترل آسيبهایی در اين وسعت و نيز آموزشهای همگانی و عمومی در سطح جامعه را ندارد. از طرف ديگر در کشور ايران بدليل وابسته بودن تمام سازمانها وارگانهای مرتبط با فعاليتهای عمرانی و ساخت ساز به دولت ، امکان نظارت بيطرف بر اين فعاليتها وجود ندارد. در اين بين سازمانهای غيردولتی ميتوانند به عنوان ناظر بيطرف به نقد فعاليتهای عمرانی و مراحل مختلف ساخت و ساز و بازسازيها و نيز در مراحل مختلف امداد رسانی و کاهش آلام ناشی از پديده زلزله و ساير حوادث طبيعی عمل کنند. در اين مقاله سعی خواهد شد تا بصورت اجمالی از سه ديدگاه عمده يعنی افزايش منابع، کاهش نيازها و فرماندهی بحران به نقش سازمانهای غيردولتی در کاهش خسارتهای ناشی از زلزله در ايران بپردازيم. قبل از پرداختن به نقش سازمانهای غير دولتی، ابتدا به ارائه تعاريفی از سازمانهای غيردولتی، بحران و مديريت بر بحران، بحرانهای پس از زلزله در ايران، و نيز ارائه تصوير کلی از نظام حاکم بر ساخت و ساز در ايران می­پردازيم. سپس با توجه به تعاريف فوق، در ادامه به بررسی نقشی که سازمانهای غيردولتی دراين مسير مي توانند داشته باشند خواهيم پرداخت. در قسمت نتيجه گيری، پيشنهادهای عملی جهت پررنگتر شدن نقش سازمانهای غيردولتی ارائه می­گردد.

2- سازمانهای غيردولتی [1]

در تعاريف جهانی سازمانهای غيردولتی شامل جمعيت ها، گروه ها و نهادهاي انساني و خود جوش و بر آمده از مردمي هستند كه مهمترين شاخصه خود را در استقلال از دولت تبيين مي نمايند. امروزه سازمانهاي غير دولتي با فعاليت غير انتفاعي و داوطلبانه در جهت رفاه و خدمات عمومي به انجام فعاليت مي­پردازند. اين سازمانها بنابر تعريف بانك جهاني در كاهش دردها و افزايش منافع فقرا و حفظ محيط زيست، تامين خدمات اجتماعي و توسعه اجتماع ملي فعال هستند. اين سازمانها در تمام عرصه هاي ملي و بين المللي فعاليت مي نمايند. بطور مثال نقش موثر شهروندان در اداره امور خود در محدوده يك شهر در چارچوب سازمانهاي غيردولتي و مدني قابل تصور است. شهروندان در اين مشاركت فعال صاحب تجربه، تخصص و آگاهي و در توسعه اجتماعي توانمند مي­گردند. دامنه فعاليت اين سازمانها ازامور امدادي، رفاهي، و مذهبي تا دفاع از حقوق بشر، پناهندگي و توسعه علوم و تكنولوژي و امور زنان و جوانان را شامل مي­گردد. سازمانهاي غير دولتي كانال ارتباطي بين مردم و دولت هستند و نقش موثري در رشد و بلوغ اجتماعي بازي مي­نمايند. هر شخصي به دور از تعصبات نژادي، فرهنگي، جنسي و يا اعتقادات مذهبي فقط با پذيرفتن آرمانهاي خاص تشكل مي­تواند عضو سازمانهاي غيردولتي گردد [1].

جامعه مدني جامعه اي است كه در آن روابط مردم با هم و مردم با دولت و نهادهاي دولتي از يكسو و بالعكس بر اساس قانون تنظيم و مرتب گرديده است که سازمانهاي غير دولتي شفاف ترين نهادهاي جامعه مدني مي باشند.

اگر بخواهيم ويژگيهای يک سازمان غيردولتی را بصورت خلاصه بشماريم عبارت خواهد بود از:

1 – خود جوش هستند .

2 – داراي اساسنامه ، اهداف ، تشكيلات و ساختاري مشخص مي باشند.

3 – غيرانتفاعي بوده و به داوطلبين و اعضاي آن سودی تعلق نمي گيرد.

4 – حزب يا تشكل سياسي نبوده و به هيچ يك از احزاب و يا تشكل هاي سياسي وابستگي ندارند.

5 – اعضاي آن افراد داوطلب مي باشند.

6 – عضوپذيرند و براي عضويت شرايط خاصي جز پذيرش مفاد اساسنامه و علاقه مندي به كار داوطلبانه در آن سازمان وجود ندارد.

7 – كليه اقدامات و فعاليت هاي آنها بصورت علني و آشكار مي باشد و عملكرد شفافي دارند.

8 – وضعيت مالي اين سازمانها كه شامل درآمدها و هزينه ها است ، روشن ، مشخص و قابل دسترس براي اعضا و سايرين مي باشد.

9 – هدف اين سازمانها كمك به بهبود وضع جامعه ، حفظ منافع ملي و مصالح عمومي كشور مي باشد.

10 – به هيچ سازمان و يا نهاد دولتي وابسته نمي باشند.

2-1. سازمانهای غير دولتی در ايران

با وجود اينکه فعاليتهای مردمی و خودجوش در کشور ايران، سابقه ای بسيار طولانی دارد، تا کنون اين فعاليتها نتوانسته اند که خود را با تعاريف جديد منطبق کنند و يا نقش عمده ای را در هدايت و اداره کشور ايفا نمايند. در حال حاضر فعاليتهای داوطلبانه در ايران به دو گونه عمده شکل می­گيرد. اولی در قالب سنتی که بيشتر شامل هياتهای عزاداری و نهادهای مذهبی است و دومی فعاليتهايی است که بر اساس تعاريف جديد از سازمان غيردولتی و بصورت سازمانی شکل می­گيرند.

جدای از ماهيت و هدف هر کدام از اين فعاليتها و نهادها، آنچه که مهم ميباشد، توانايی از سازمانها و نهادها در بکار گيری توانايی مردم بصورت داوطلبانه است که در صورت تعريف صحيح می­توانند هدايت کننده بزرگترين سرمايه اجتماعی که مشارکت مردم در شرايط مختلف است باشند.



3- تعريف بحران و مديريت بحران

بحران عبارتست از عدم انطباق بين نيازها و منابع. بدين معنی که در شرايط عادی، توازن بين نيازهای جامعه از يک طرف و توانمنديها و منابع موجود از طرف ديگر برقرار است. با بروز شرايط بحرانی که می­تواند نتيجه بروز هر اتفاق غيرعادی و پيش بينی نشده طبيعی و غير طبيعی همچون زلزله، سيل، طوفانهای بزرگ، جنگ و ... باشد، بدليل شرايط خاصی که بر جامعه تحميل می­شود، ديگر شاهد توازن بين نيازها و منابع نخواهيم بود.

با بروز شرايط بحرانی توانمنديها بدليل آسيب ديدگی زير ساختها بشدت کاهش می­يابد که معمولا با روانه کردن کمک به مناطق بحران زده سعی در جبران اين افت منابع می­کنند. از سوی ديگر، با وجود اينکه تعداد نيازها در شرايط بحرانی بسيار محدود می­شود، ولی ميزان تقاضا برای همين تعداد اندک نيازها آنچنان افزايش می­يابد که بار بسيار زيادی را به جامعه تحميل می­نمايد.

برای مثال در يک منطقه آسيب ديده از زلزله، با تخريب و از بين رفتن انبارها و راههای ارتباطی توان ارائه خدمات کاهش می­يابد. نياز به برخی موارد همچون امکانات ورزشی و تفريحی بصورت موقت از بين رفته و حجم بسيار بالايی از تقاضا برای نيازهای اوليه از جمله خوراک، پوشاک، سرپناه موقت و ... ايجاد می­گردد.

شکل 1 بصورت شماتيک رابطه بين عرضه و تقاضا در شرايط عادی و بحرانی را نشان می­دهد.

مديريت بحران، يعنی بازگرداندن تعادل دوباره بين منابع و نيازها. از شکل 1 کاملا آشکار است که سه ابزار مهم برای برقراری شرايط موازنه وجود دارد:

3-1 افزايش منابع

3-2- کاهش نيازها

3-3- جابجايی تکيه­گاه (فرماندهی بحران)



3-1- افزايش منابع:

بررسی عملکرد در بحرانهای گذشته در ايران نشان می­دهد که توجه و هدف کلی بر مبنای افزايش منابع بوده است. يعنی مديران دولتی، تمام تلاش خود را در جهت سرازير کردن خيل کمکهای مردمی و دولتی در منطقه بحران زده نموده­اند و تا کنون کوچکترين توجهی به کاهش نيازها و يا جابجايی تکيه گاه برای کنترل بحران در ايران نکرده ايم. تجربه­های گذشته نشان می­دهد که فقط با عرضه اقلام مورد نياز و بدون داشتن برنامه ريزی دقيق در جهت توزيع و ... بسياری از اين کمکها عقيم مانده و به نحو صحيحی به دست نيازمندان نخواهد رسيد.

">

شکل 1: دياگرام نيازها و منابع – بالا: شرايط عادی، توازن بين نيازها و منابع - پايين: شرايط بحرانی، افزايش يکباره نيازها، کاهش منابع و در نتيجه بهم خوردن توازن بين عرضه و تقاضا.



3-2- کاهش نيازها:

بی گمان تمامی مسئولين و نيروهای درگير در امر مديريت بحران تمرکز خود را بر مردم آسيب ديده متمرکز می­کنند و بر اساس نيازهای آنهاست که به شرح عملکرد خود می­پردازند لذا برای آنکه به امر کاهش نيازها بپردازيم می­بايست در ابتدا با مستند سازی وقايع گذشته در خصوص بحرانهای پيش آمده در ايران به توصيفی از شرايط بوجود آمده در آن زمان برسيم، در اينصورت آنچه در ابتدا برای همه روشن خواهد شد عدم آگاهی مردم آسيب ديده در خصوص حفظ جان خود و خانواده تحت سرپرستی آنها است که ايجاد اين آگاهی، مستلزم آموزش قبل از زلزله است. اگر ساکنان يک مجتمع مسکونی يا ساکنان يک محله آموزشهای مدون و يکسان مقابله با زلزله و شرايط بحران را ديده باشند، پس از زلزله بسادگی توانايی ايجاد امنيت، تامين سرپناه موقت، انجام مراحل اوليه زنده يابی و ... را خواهند داشت. از طرف ديگر، چون از قبل خود را برای زلزله آماده کرده اند با استفاده از طرحهايی همچون "کيف زلزله" امکان تامين نيازهای خود را در روزهای اول بحران خواهند داشت. بدين ترتيب، نيازهايی که بايد در شرايط بحران تامين شوند، قبل از بروز بحران و با استفاده از آموزشهای اوليه تامين خواهند شد.

فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com

  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۳