آمادگي در برابر وضيعت بحراني

1- فرآيند آمادگي:
برنامه هاي آمادگي در برابر بحران مي بايست جهت موفقيت بايد با شرايط موجود هماهنگي داشته باشند.اين شرايط از كشوري به كشور ديگر و از جامعه اي به جامعه ديگر متفاوت است. ولي برخي از ديدگاه هاي مربوطه در طرح شماره يك نشان داده شده است.


مفاد آمادگي در برابر شرايط اضطراري

جامع ترين شرايط مديريت بحران، حفظ و نگهداري توسعه پايدار است، كه توسط آن از منابع انساني و طبيعي استفاده و حفاظت مي شود تا در جهت اعتلاي فرهنگ، بهداشت و اقتصاد جوامع برنامه ريزي گردد.
چارچوب مديريت بحران:
مديريت بحران به فعاليت هايي گفته مي شود كه جهت حفظ جامعه، دارايي و محيط انجام مي پذيرد. اين فعاليت ها را مي توان بوسيله موارد زير توصيف نمود:
- شيوه فراگير و جامع
- شيوه برخورد با تمامي خطرات،
- شيوه درون بخشي و چند بخشي(چند سازماني و داخل سازماني)
- شيوه جامعه آماده
تمامي خطرات فراگير و جامع
چند بخشي و درون بخشي جامعه آماده

مديريت بحران فراگير مستلزم گسترش و اجراي استراتژي ها در جنبه هاي مختلف مديريت بحران است، براي مثال پيشگيري/ كاهش، آمادگي، پاسخگويي و عادي سازي در اركان توسعه پايدار . اين ابعاد بصورت مراحل جدا از هم و مستقل نيستند، بلكه يكديگر را از نظر زماني و منطقه اي پوشش مي دهند.
برنامه هاي پيشگيري از پيامدهاي خطرات، از طريق تغيير جوامع يا محيطي كه خطر در آن وجود دارد به كاهش احتمال پيامدهاي سوانح كمك مي كند. چنين برنامه هايي مي توانند به استراتژي هاي ساختاري مانند ساختن سدها و مقاوم ساختن ساختمانها، و يا غير ساختاري مانند زمين هايي كه براي كاشت يا موارد متنوع اقتصادي بكار مي روند ، بپردازند.
برنامه هاي آمادگي در برابر وضعيت اضطراري، سازمانها و جوامع را قادر مي سازد تا با وضعيت بحراني به شكل موثر و مناسب برخورد كنند. آنها ظرفيتها و قابليتهاي خود را در فرآيند برنامه ريزي درون بخشي و بين بخشي تقويت مي كنند.


استراتژيهاي پاسخگويي و عادي سازي كه اهداف انسان دوستانه و اجتماعي دارند در حين و بعد از وضعيت بحراني اجرا مي شوند. برنامه هاي آمادگي در برابر شرايط بحراني اين مورد را تضمين مي نمايند كه استراتژي هاي پاسخگويي و عادي سازي در راستاي توسعه موثر خواهند بود. سوانح ممكن است در قبال توسعه بعنوان "آغازي دگر" در نظر گرفته شوند چرا كه امكان دارد موقعيتي بوجود آيد كه منابع بتوانند پاسخگوي پيشرفت وضع جوامع باشند.
مديريت بحران فرآيندي است كه بايستي در قسمتي از برنامه عادي توسعه كشور قرار گيرد. سوانح و بحران نبايستي صرفا" در مواقع نياز پاسخ داده شوند. علل آنها بايستي تجزيه و تحليل گردد، و برنامه هاي پيشگيري و استراتژيهاي پاسخگويي عادي سازي بايستي توسعه داده شود و اجرا گردند.

- شيوه برخورد با تمامي خطرات، توسعه و اجراي استراتژي مديريت بحران را براي تمامي سوانح در نظر مي گيرد. اين شيوه برخورد، مفيد است چرا كه خطرات و سوانح گوناگون ممكن است در يك جامعه مشكلات مشابهي را بوجود آورند، و اقداماتي نظير اعلام خطر، تخليه، خدمات درماني، و عادي سازي جامعه اغلب در طي و ادامه شرايط بحراني مورد نياز هستند. به هر حال بيشتر خطرات، وضعيت بحراني را بوجود ميآورند كه اقدامات پاسخگويي و عادي سازي ويژه را نياز دارند و تقريبا" همه آنها نياز به برنامه هاي پيشگيري خواهند داشت.
- شيوه چند بخشي و درون بخشي، به معناي آن است كه تمام سازمانها شامل دولت، شركتهاي خصوصي و عمومي، بايستي در مديريت بحران فعال و درگير شوند. شرايط مديريت بحران براي سازمانهاي خاص فرق مي كند و ممكن است شامل موارد زير باشد:
- حفظ پرسنل و موارد با اهميت.
- حفظ جامعه از خطرات احتمالي از طريق فعاليتهاي سازمان
- فراهم ساختن خدمات عمومي جهت حفظ جامعه از خطرات حتمي.

اگر از اين شيوه استفاده نشود، مديريت بحران به تكه هاي جدا از هم و بي تاثير بدل خواهد گشت. همچنين اين شيوه كمك خواهد كرد كه مديريت بحران از طريق سازماندهي و استفاده از اصول در برنامه هاي توسعه پايدار ، به حفظ و نگهداشت آن نيز نائل آيد.


محدوديت كليدي در اين شيوه اين است كه مديريت بحران، مديريت دولتي را دوچندان نمي كند. مفهوم "جامعه آماده" كاربرد مبسوطي را در نظر دارد، كه شامل تمامي خطرات و شيوه هاي چند بخشي و درون بخشي در جامعه يا سطح محلي (پايينترين سطح دولت) مي شود.


- وضعيت اضطراري، امنيت و سلامتي جوامع را تحت تاثير قرار مي دهد. مسئوليت حفظ و پايداري امنيت و سلامتي يك جامعه در درجه اول با افرادي است كه آن جامعه را تشكيل مي دهند. كمك خارجي در مديريت بحران ممكن است پيش بيايد، اما به اميد آن نبايد بود. اعضاي يك جامعه، منابع جامعه، سازمانها و ساختارهاي مديريت يك جامعه بايستي براي هرگونه برنامه آمادگي در برابر بحران تشكل داشته باشد. مشاركت ملي در مديريت بحران، بايستي به طرق زير باشد :
- اجازه استفاده از اطلاعات و امكانات محلي (بومي)
- ارتقاء سطح آگاهي جامعه و آموزش در جهت كاهش خطر و افزايش آمادگي
- فراهم سازي فرصتهاي مشاركت در تصميم گيري هايي كه مربوط به جامعه مي باشد.
- فراهم كردن سياستها و تمرينهايي جهت مشاركت و فعاليتهاي بيشتر جامعه در برنامه هاي پاسخگويي عادي سازي
- فراهم ساختن همكاري بين كاركنان حرفه اي و اعضاي داوطلب جامعه
- استفاده از ساختارها با منابع و شبكه هاي محلي تا حد امكان
- استفاده از منابع انساني و مادي موجود در جامعه، در مقياس كوچكتر منابع محلي
- فراهم ساختن مشاركت فعال در عادي سازي شرايط جامعه و
- قادر ساختن سازمانهاي ملي و جهاني جهت ايجاد بستر منابع مستقيم در جامعه

برخي عوامل آمادگي در برابر وضعيت بحراني :
آمادگي در برابر وضعيت بحراني شامل عناصر زير است:
- چارچوب قانوني و سياسي جهت مديريت بحران
- جمع آوري، تجزيه و تحليل اطلاعات آسيب پذيري
- سيستم هاي مديريتي براي آمادگي در برابر وضعيت اضطراري
- آگاهي عمومي و مشاركت جامعه، و
- گسترش منابع انساني و سازماني

اين عناصر بايستي در سطوح كشوري، استان و محلي اجرا گردند. ظرفيت هر كدام از اين فضاها، پيش فرضي براي پاسخگويي و عادي سازي موثر در هنگامي است كه سوانح يا بحراني طبيعي حمله مي كنند. بدون اين ظرفيتها، هر نوع ارتباطي بين عادي سازي و توسعه حفظ نخواهد شد. صرف فعاليت جهت گسترش و اجراي برنامه آمادگي در برابر بحران بصورت ثانويه نتايج رضايت بخشي را در ترويج كميته هاي محلي، آگاهي عمومي و همكاري بين بخشي خواهد داشت.

فعاليتهاي اختصاصي تر جهت آمادگي شامل موارد زير مي باشد:
- ارزيابي آسيب پذيري، و انتشار اطلاعات مربوط به خطرات و وضعيت بحراني خاص
- برنامه ريزي وضعيت بحراني
- تعليم و آموزش
- سيستم هاي اعلام خطر
- سيستم هاي ويژه ارتباطي
- سيستم هاي مديريت اطلاعات
- منابع و اطلاعات پايه و سيستم هاي مديريت و منابع خام، و
- تمرين جهت وضعيت بحراني



برخي اصول آمادگي در برابر وضعيت بحراني:
برخي اصول كه از مباحث فوق نتيجه مي شوند، عبارتند:
1. مسئوليت همگاني است.
2. بايستي با جامعه و شرايط حكومت آميخته گردد، و تحت پوشش تمامي سطوح نظام، چه سازمانهاي دولتي و چه غير دولتي، قرار گيرد.
3. يك ديدگاه مهم در توسعه سياسي و استراتژيها است.
4. بايستي براساس بررسي آسيب پذيري بنا گردد.
5. به ديگر ابعاد مديريت بحران متصل شود.
6. بايستي بر روي جريانات و مردم بيش از متون متمركز شود.
7. نبايد بصورت مجزا به اجرا درآيد.
8. نبايستي فقط روي بحراني طبيعي متمركز گردد، بلكه مكمل استراتژيهاي پيشگيري و پاسخگويي براي هرگونه وضعيت بحراني باشد.


چكيده:
- آمادگي در برابر وضعيت بحراني بايستي توسعه يابد تا متناسب با شرايط جامعه گردد.
- مديريت بحران مي تواند بوسيله موارد زير توصيف گردد:
الف- شيوه جامع
ب- برخورد با تمام خطرات
ج- روش چند بخشي و درون بخشي
د- جامعه آماده
- نياز به آمادگي در برابر وضعيت بحراني در تمام سطوح ملي، بويژه در سطح جامعه وجود دارد
- مشاركت ملي در برابر وضعيت بحراني ضامن موفقيت آن است.
- آمادگي در برابر بحران، قابليت وفق پيدا كردن با تاثيرات سوانح را در نظر دارد، و شامل موارد زير است:
الف- قانونمند كردن و سياستگذاري
ب- اطلاع از خطرات، وضعيت بحراني و آسيب پذيري
ج- سيستم هاي مديريت
د- يك جامعه آگاه و درگير
ه- كاركنان و ادارات سازمان يافته و آموزش ديده
رئوس مطالب اين بخش فرآيندها و ابزارهاي مديريت آمادگي در برابر بحران در سطوح ملي و محلي است كه شامل فرآيند آمادگي در برابر وضعيت بحراني، برخي ابزارهاي پروژه مديريت، و چارچوب ملي سوانح است.

2- فرآيند آمادگي در برابر وضعيت بحراني:
اين فرآيند، عبارت از سلسله روشهايي است جهت آمادگي يك جامعه، يك سازمان يا يك فعاليت جهت آمادگي در برابر وضعيت بحراني

هر قسمت از اين فرآيند ابتدا بصورت خلاصه توضيح داده ميشود سپس در ادامه اين بخش توضيحات بيشتر داده خواهد شد.
توسعه سياسي شامل پيشرفت در زمينه قانوني كردن مديريت بحران مي باشد. قانونمند كردن بطور طبيعي بوسيله دولت ملي انجام مي پذيرد و اساسا" به مسئوليت پذيري جهت آمادگي در برابر وضعيت بحراني و نيروهاي ويژه سوانح مربوط ميگردد. همچنين اين نياز براي دولت مركزي، استاني و سازمانهاي مردمي در جهت توسعه زير ساختار سياسي احساس مي شود. به همين ترتيب، سازمانهاي غير دولتي كه مسئوليت مديريت بحران را بعهده دارند با موازين قانوني تطابق يابند.

ارزيابي آسيب پذيري ميتواند موارد زير را مشخص نمايد:
- كدام قسمتهاي يك جامعه و از چه طرقي در معرض خطر و آسيب پذيري قرار دارند.
- چه خطراتي ممكن است جامعه را تحت تاثير قرار دهد و نحوه اثرگذاري آنها چگونه است.
- كدام ديدگاههاي جامعه بايستي تغيير يابد تا ميزان آسيب پذيري كمتر شود، و
- كدام سوانح را بايستي جهت اقدامات و مقابله مد نظر داشت.


آمادگي در برابر وضعيت بحراني


يك بررسي آسيب پذيري به همانگونه كه جهت پيشگيري پاسخگويي و عادي سازي شرايط بحراني مفيد است، مي تواند در اقدامات پيشگيري و آمادگي نيز مثمرثمر باشد. بعلاوه مي تواند در موارد زير مورد استفاده قرار گيرد:
- پيشنهاد فضاهاي مصون از خطر و كمك در اندازه گيري ميزان آسيب وارده به جامعه تحت تاثير
- تعيين استراتژيهاي اساسي عادي سازي كه در آن وضعيت طبيعي جامعه توصيف شده باشد. برنامه ريزي جهت مقابله با سوانح، شامل موارد زير مي گردد :
- استراتژي هاي پاسخگويي و عادي سازي ، كه در حين و بعد از بحران اجرا مي شوند.
- مسئوليت اين استراتژيها
- چارچوب مديريت كه براي هر شرايط بحراني نياز است
- منابع و اطلاعات مورد نياز مديريت
- آموزش و تعليم، تعليم كاركنان را در مهارتها و دانش مديريت بحران در نظر دارد، و همچنين آگاهي دادن به جامعه جهت كارهايي كه ممكن است در حين شرايط بحراني لازم باشد، و اينكه چگونه جامعه مي تواند در مديريت بحران مشاركت داشته باشد.
- مصورسازي و ارزشيابي، روشهايي است جهت تشخيص نحوه پيشرفت و اجراي برنامه آمادگي در برابر شرايط بحراني و نيازهاي آن جهت بهتر شدن.

چرا يك فرآيند آمادگي در برابر شرايط بحراني انجام مي پذيرد؟ به دلايل زير ما نياز به استفاده از يك فرآيند منطقي داريم:
- عدم استفاده از يك فرآيند منطقي، اغلب باعث فراموش شدن برخي ابعاد مهم يك آمادگي خواهد شد.
- براي توضيح به ديگران كه چه كاري انجام مي شود، و چگونه آنها مي توانند در اين امر مشاركت داشته باشند.
- جهت تعيين كيفيت نتايج، لازم است تجزيه و تحليل كامل انجام پذيرد و استفاده از يك فرآيند منطقي، جزئي از اين تعيين كيفيت است.
بويژه اين مسئله، وقتي اهميت مي يابد كه براي مديريت بحران به دنبال سرمايه هم باشيم. اين فرآيند بايستي واقع گرايانه از پله اول شروع شود، و هر پله بايستي پس از ديگري دنبال گردد. اطلاعات هرگام زمينه ساز گامهاي بعدي است.


2-2- مديريت پروژه:
در پيشرفت و اجراي يك برنامه كامل آمادگي در برابر وضعيت بحراني يا هدايت يك بررسي آسيب پذيري يا طرح برنامه ريزي جهت سوانح، روشهاي طراحي مديريت مورد نياز خواهد بود. از اين روشها استفاده مي شود تا طرح با شرايط زير فراهم گردد:
- مناسب (هدف ارزشمندي را دنبال گردد.)
- موثر (نتايج مورد نياز بدست آيد.)
- كارآمد (با محدوديتهاي زمان و منابع كامل شود.)
هر پروژهاي شامل مجموعه اي به اين ترتيب است: از ورودي ها و پردازش خروجي ها توليد و آنها خود، نتايج را ببار مي آورند.

اجزاء يك پروژه


ورودي ها شامل موارد زير هستند :
- انرژي و وقت مردم
- درك مردم از آسيب پذيري و نيازهاي وضعيت بحراني
- منابع و بودجه، و
- تعهدات و پايداري
پردازش، در اين نمونه، فرآيندهاي آمادگي در برابر وضعيت بحراني است. خروجيها شامل موارد زير هستند :
- اطلاعات مخاطرات و آسيب پذيري
- سازمانهايي كه از مسئوليت خود در آمادگي ، پاسخگويي و عادي سازي وضعيت بحراني آگاهي دارند،
- اقدامات برنامه آمادگي در برابر وضعيت بحراني، و
- افزايش آمادگي در برابر وضعيت بحراني

نتايج مناسب و موثر آمادگي در برابر وضعيت بحراني بوسيله حفاظت از جان انسانها، اموال، و محيط و قابليت توسعه پايدار بدست مي آيد. سه بخش بزرگ مديريت پروژه بترتيب عبارتند از :
- تعريف
- برنامه ريزي
- اجرا
- تعريف پروژه، اهداف و موضوعات پروژه را در حدود وسعت و اختيارات مربوط در نظر مي گيرد. همچنين مختصري از رئوس مطالب و مقاصد را براي ديگران تبيين نموده و يا در صورتي كه به دنبال بودجه نيز باشيم، توصيفي از پروژه را بدست مي دهد. يك مدير پروژه بايستي مديريت برنامه را تعيين نمايد.



برنامه ريزي پروژه، فرآيند مرتب ساختن وظايف جهت رسيدن به اهداف پروژه و فراهم ساختن اتمام پروژه از نظر زماني و استفاده موثر از منابع است ، و موارد زير را در برمي گيرد.
- تعيين وظايف
- محول نمودن مسئوليت ها
- مشخص كردن يك محدوده زماني
- تعيين منابع مكان و زمان
- اجرا، شامل تكميل پروژه، پايش و ارزشيابي و فعاليت صحيح است.

استفاده ازبرخي ايده ها و ابزار ساده جهت مديريت پروژه، مي تواند كيفيت و تخصصي بودن برنامه هاي آمادگي در برابر شرايط بحراني را به نحو چشمگيري افزايش دهد.


جدول شماره 1 :پيشنهاداتي براي يك چارچوب ملي وضعيت بحراني




جدول شماره يك شامل توصيه هايي جهت اطلاعات ملي در وضعيت بحراني مي باشد.


3-2- اطلاعات ملي مربوط به وضعيت بحراني:
اطلاعات ملي مربوط به شرايط بحراني در ارتباط با مخاطرات و وضعيت بحراني در يك كشور است. اين اطلاعات جهت موارد زير مفيد است:
- سازمانهاي ملي ، استاني و شهرستاني جهت آماده ساختن آنها با اطلاعات صحيح از خطرات و جوامع و تدابيري براي مديريت بحران.
- سازمانهاي بين المللي و كشورهاي اعطاء كننده ، جهت كمك به آنها براي به هدف رسيدن در همكاري با سازمانهاي ملي، مناطق ويژه براي توسعه و همكاري .
چكيده:
يك فرآيند آمادگي در برابر وضعيت بحراني شامل يك سلسله گامهاي قانوني است، كه عبارتند از:
توسعه سياسي
- برنامه ريزي براي وضعيت بحراني
- تعليم و آموزش
- مصورسازي و ارزيابي
- فرآيندهاي مديريت بحران مي توانند در هر جامعه، سازمان يا فعاليتي استفاده شوند.
- در برنامه هاي آمادگي در برابر وضعيت بحراني بايستي از تكنيكهاي استاندارد مديريت استفاده گردد.
- چارچوب ملي وضعيت بحراني ابزار ارزشمندي جهت سازمانهاي ملي، استاني و جوامع، و سازمان هاي بين المللي و كشورهاي اعطاء كننده است.
- چارچوب ملي وضعيت بحراني بايستي آشكارا به برنامه آمادگي در برابر وضعيت بحراني وصل گردد تا سياست توسعه پايدار ملي حفظ شود.


برنامه ريزي وضعيت بحراني:
يك برنامه ريزي وضعيت بحراني، مجموعهاي از تدابيري جهت پاسخگويي و عادي سازي در وضعيت بحراني است كه در مورد آنها توافق شده و متضمن توصيف مسئوليت ها ، ساختارهاي مديريتي، استراتژي ها، منابع و مديريت اطلاعات است. بطور كلي برنامه ريزي وضعيت بحراني درباره حفظ جان، مال و محيط اطراف است.
زماني يك برنامه ريزي وضعيت بحراني گسترش مي يابد، كه ديگر برنامه هاي مربوطه نيز در آن تاثير كرده باشند. همچنين هر برنامه اي كه براي خطرات خاص (مثلا" برنامه ريزي براي سيل)، عمليات خاص (مديريت گروههاي تلفات و زخميها)، يا توسط ساير سازمانها (بطور مثال سازمان محيط زيست) توسعه پيدا كرده است در آن گنجانده شده باشد . طرح 8 بيانگر اين مطلب است.


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com





  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آذر ،۱۳۸۳