ارزيابي‌ ثانويه‌مصدومان

پس‌ از آنكه‌ مطمئن‌ شديد مصدوم‌ در معرض‌ خطر فوري‌ نيست‌ و ارزيابي‌ اوليه‌ به‌ پايان‌ رسيد ، ارزيابي‌ ثانويه‌ را آغاز كنيد. اين‌ عمل‌، شامل‌ پي‌ بردن‌ به‌ ماجرا (اخذ شرح‌ حال‌) و انجام‌ معاينه‌ فيزيكي‌ است‌. شرايط‌ موجود مشخص‌ خواهد كرد كه‌ در معاينه‌ چقدر بايد به‌ جزييات‌ بپردازيد. به‌ عنوان‌ مثال‌، در شرايط‌ سرما و رطوبت‌ كه‌ منتظر رسيدن‌ آمبولانس‌ هستيد، تنها لازم‌ است‌ به‌ آسيب‌هاي‌ عمده‌ رسيدگي‌ كنيد؛ گرم‌ و خشك‌ نگه‌ داشتن‌ مصدوم‌ در اولويت‌ قرار دارد. اگر شخص‌ توانست‌ علايمي‌ را توصيف‌ كند ، بر درمان‌ همان‌ مشكلات‌ تمركز كنيد.

گرفتن‌ شرح‌ حال‌
- شرح‌ حال‌ در واقع‌ توصيفي‌ است‌ از نحوه‌ وقوع‌ حادثه‌، نحوه‌ ادامه‌ پيدا كردن‌ آسيب‌ يا نحوه‌ شروع‌ و تداوم‌ بيماري‌. براي‌ اخذ شرح‌ حال‌، از مصدوم‌ سؤال‌ كنيد و با ناظراني‌ كه‌ شاهد حادثه‌ بوده‌اند، گفتگو كنيد. سعي‌ كنيد تصوير كاملي‌ از موقعيت‌ بسازيد.
به‌عنوان‌ مثال‌:
- مصدوم‌، آخرين‌ بار در چه‌ زماني‌ غذا خورده‌ يا چيزي‌ نوشيده‌ است‌؟
- آيا مصدوم‌ بيماري‌ خاصي‌ دارد يا داروي‌ خاصي‌ مصرف‌ مي‌كند؟
- نيروي‌ ايجادكننده‌ آسيب‌ چقدر شديد بوده‌ است‌ و چگونه‌ اعمال‌ شده‌ است‌؟
- درباره‌ شرايط‌ محيط‌ سؤال‌ كنيد (آيا مصدوم‌ در يك‌ اتاق‌ گرم‌ و دمدار قرار داشته‌ يا در يك‌ اتاق‌ سرد و يا با وزش‌ باد يا باران‌ مواجه‌ شده‌ است‌؟)
- در مورد سن‌ و وضعيت‌ سلامت‌ مصدوم‌ تحقيق‌ كنيد: لغزيدن‌ و افتادن‌ يك‌ جوان‌ كه‌ بدني‌ آماده‌ دارد، ممكن‌ است‌ منجر به‌ پيچ‌ خوردن‌ مچ‌ پا يا دست‌ وي‌ شود اما همين‌ حادثه‌ در مورد يك‌ زن‌ سالخورده‌، احتمالاً منجر به‌ شكستگي‌ بازو يا لگن‌ وي‌ خواهد شد.
- هويت‌ مصدوم‌ و در صورت‌ امكان‌، محل‌ زندگي‌ وي‌ را شناسايي‌ كنيد. از اين‌ اطلاعات‌ يادداشت‌ برداشته‌، زمان‌ حادثه‌ و زمان‌ معاينه‌ خود را در آن‌ درج‌ كنيد تا بتوانيد آن‌ را در اختيار پزشك‌ يا گروه‌ خدمات‌ اورژانس‌ قرار دهيد.

سرنخ‌هاي‌ بيروني‌
اگر مصدوم‌ قادر به‌ همكاري‌ نيست‌ و يا بي‌هوش‌ است‌، براي‌ تعيين‌ وضعيت‌ وي‌ به‌ دنبال‌ سرنخ‌هاي‌ بيروني‌ بگرديد (اگر مشكوك‌ به‌ سوءمصرف‌ مواد هستيد، مراقب‌ سوزن‌ها و سرنگ‌هاي‌ همراه‌ مصدوم‌ باشيد). ممكن‌ است‌ با يك‌ كارت‌ ملاقات‌ براي‌ رفتن‌ به‌ بيمارستان‌ يا درمانگاه‌ و يا كارتي‌ كه‌ بر روي‌ آن‌ سابقه‌اي‌ از آلرژي‌، ديابت‌ يا صرع‌ درج‌ شده‌ است‌، مواجه‌ شويد. اسب‌سواران‌ يا دوچرخه‌سواران‌ ممكن‌ است‌ اين‌ كارت‌ را در داخل‌ كلاه‌ يا كلاه‌ ايمني‌ خود قرار دهند. داروها يا غذاها نيز مي‌توانند سرنخ‌هاي‌ ارزشمندي‌ از حادثه‌ در اختيار شما بگذارند؛ به‌ عنوان‌ مثال‌، بيماران‌ مبتلا به‌ ديابت‌ ممكن‌ است‌ چند حبه‌ قند با خود همراه‌ باشند. به‌ علاوه‌، افرادي‌ كه‌ دچار اختلال‌ شناخته‌ شده‌اي‌ هستند، ممكن‌ است‌ بر روي‌ گردن‌بند، دستبند، مدال‌ يا جاكليدي‌ ويژه‌اي، اطلاعات‌ هشداردهنده‌ طبي‌ داشته‌ باشند. اين‌ اشياء را در كنار مصدوم‌ نگه‌ داريد يا آنها را به‌ دو گروه‌ خدمات‌ اورژانس‌ تحويل‌ دهيد.


تزريق‌كننده‌ خودكار: اين‌ وسايل‌ محتوي‌ اپي‌نفرين‌ (آدرنالين‌) بوده‌، براي‌ افرادي‌ كه‌ در معرض‌ شوك‌
آنافيلاكتيك‌ هستند، كاربرد دارند.
دستبند هشداردهنده‌: ممكن‌ است‌ روي‌ آن‌ شماره‌ تلفني‌ براي‌ دريافت‌ اطلاعات‌ درباره‌ سابقه‌ پزشكي‌
بيمار درج‌ شده‌ باشد.
اسپري‌ استنشاقي‌: وجود يك‌ اسپري‌ استنشاقي‌ معمولاً به‌ اين‌ معني‌ است‌ كه‌ مصدوم‌ مبتلا به‌ آسم‌ است‌.
داروها: مثل‌ تري‌نيتريت‌ گليسرين‌ براي‌ آنژين‌ صدري يا فني توئين در صرع
نحوه‌ ايجاد آسيب‌
شما مي‌توانيد با مشاهده‌ شرايطي‌ كه‌ آسيب‌ در آن‌ رخ‌ داده‌ و نيروهاي‌ دخيل‌ در آسيب‌، سرنخ‌هاي‌ بيشتري‌ در مورد آسيب‌هاي‌ احتمالي‌ و شدت‌ آنها به‌ دست‌ آوريد. اين‌ اطلاعات‌ مفيد هستند زيرا به‌ فرد كمك‌ مي‌كنند تا نوع‌ و شدت‌ آسيب‌ را پيش‌بيني‌ كند. در اكثر موارد، افرادي‌ كه‌ در صحنه‌ حادثه‌ يا در زمان‌ آسيب‌ با مصدوم‌ سرو كار دارند (اغلب‌، ارايه‌كنندگان‌ كمك‌هاي‌ اوليه‌) مي‌توانند اين‌ اطلاعات‌ را به‌دست‌ آورند.

شرايط‌ آسيب‌
نوع‌ و شدت‌ آسيب‌ ناشي‌ از ضربه‌ (مثلاً سقوط‌ از ارتفاع‌ يا ضربه‌ ناشي‌ از تصادف‌ اتومبيل‌) را در صورت‌ اطلاع‌ داشتن‌ دقيق‌ از نحوه‌ وقوع‌ حادثه‌، مي‌توان‌ پيش‌بيني‌ كرد. به‌عنوان‌ مثال‌، آسيب‌هاي‌ جدي‌ وارد بر سرنشين‌ يك‌ اتومبيل‌، احتمالاً در ضربه‌ ناشي‌ از تصادم‌ پهلو بيش‌ از تصادم‌ از روبه‌رو با همان‌ سرعت‌ است‌. علت‌ اين‌ مطلب‌ آن‌ است‌ كه‌ بدنه‌ جانبي‌ اتومبيل‌، محافظت‌ كمتري‌ ايجاد مي‌كند و نمي‌تواند به‌ انداه‌ قسمت‌ جلوي‌ اتومبيل‌، انرژي‌ را جذب‌ كند.
در راننده‌اي‌ كه‌ كمربند ايمني‌ بسته‌ و از ناحيه‌ جلو يا عقب‌ اتومبيل‌ تصادف‌ كرده‌ است‌، مي‌توان‌ به‌ نوع‌ خاصي‌ از آسيب‌ مشكوك‌ شد. بدن‌ به‌طور ناگهاني‌ به‌ يك‌ سمت‌ حركت‌ مي‌كند اما سر براي‌ يك‌ لحظه‌ قبل‌ از حركت‌، عقب‌ مي‌ماند. اين‌ حالت‌ منجر به‌ حركت‌ «شلاقي‌» گردن‌ مي‌شود (شكل‌ مقابل‌). همچنين‌ مصدوم‌ ممكن‌ است‌ آسيب‌هايي‌ ناشي‌ از اثر مهاري‌ كمربند ايمني‌ (مثل‌ كوفتگي‌ يا شكستگي‌ استخوان‌ جناغ‌ سينه‌ و احتمالاً كوفتگي‌ قلب‌ و ريه‌ها) داشته‌ باشد. ممكن‌ است‌ برخي‌ از آسيب‌هاي‌ صورت‌ ناشي‌ از برخورد با فرمان‌ اتومبيل‌ يا كيسه‌ هواي‌ باد شده‌ باشد.

نيروهاي‌ اعمال‌ شده‌ روي‌ بدن‌
نيروهاي‌ پرانرژي‌ وارد شده‌ در يك‌ ضربه‌، از ديگر عوامل‌ مهم‌ در تعيين‌ نوع‌ و شدت‌ آسيب‌ها هستند. به‌عنوان‌ مثال‌، اگر شخصي‌ از ارتفاع‌ يك‌ متري‌ به‌ روي‌ زمين‌ سخت‌ سقوط‌ كند، احتمالاً دچار كوفتگي‌ خواهد شد ولي‌ آسيب‌ جدي‌ نخواهد ديد. با اين‌ حال‌، سقوط‌ از ارتفاع‌ بلندتر از 2 متر، احتمالاً آسيب‌هاي‌ جدي‌تري‌ (مثل‌ شكستگي‌ دنده‌ يا لگن‌ و خونريزي‌ داخلي‌ ناشي‌ از آسيب‌ به‌ اعضاي‌ داخلي‌) ايجاد مي‌كند.

چه‌ سؤال‌هايي‌ بايد پرسيد؟
وقتي‌ بر سر يك‌ مصدوم‌ حاضر مي‌شويد، از مصدوم‌ يا شاهدان‌ سؤالاتي‌ را براي‌ پي‌ بردن‌ به‌ نحوه‌ ايجاد آسيب‌ بپرسيد. سؤالات‌ احتمالاً مي‌توانند به‌ صورت‌ زير باشند:
- آيا مصدوم‌ از وسيله‌ نقليه‌ به‌ بيرون‌ پرتاب‌ شده‌ است‌؟
- آيا مصدوم‌ كمربند ايمني‌ را به‌طرز صحيح‌ بسته‌ بود؟
- آيا وسيله‌ نقليه‌ واژگون‌ شد؟
- آيا مصدوم‌ كلاه‌ ايمني‌ بر سر داشت‌؟
- مصدوم‌ از چه‌ ارتفاعي‌ سقوط‌ كرد؟
- مصدوم‌ روي‌ چه‌ سطحي‌ سقوط‌ كرد؟
- آيا شواهدي‌ از برخورد مصدوم‌ به‌ يك‌ شي‌ء سخت‌ (مثل‌ كف‌ زمين‌ و يا داش‌بورد يا شيشه‌ جلوي‌ اتومبيل‌) وجود دارد؟
اين‌ سؤالات‌ به‌ ويژه‌ در مواردي‌ كه‌ خود مصدومان‌ قادر نيستند كه‌ اطلاعات‌ را در اختيار شما بگذارند، بسيار مهم‌ هستند. تمام‌ اطلاعاتي‌ را كه‌ جمع‌آوري‌ كرده‌ايد، به‌ گروه‌ خدمات‌ اورژانس‌ انتقال‌ دهيد .


نحوه‌ ايجاد آسيب‌ «شلاقي‌» در يك‌ تصادف‌ اتومبيل‌، به‌ دليل‌ نيروهاي‌ ناگهاني‌ كه‌ به‌ بدن‌ وارد مي‌شوند، ممكن‌ است‌ سر به‌ عقب‌ رفته‌، سپس‌ به‌ سرعت‌ به‌ جلو حركت‌ كند (يا برعكس‌). اين‌ حركت‌ به‌ آسيب‌ «شلاقي‌» همراه‌ با كشيدگي‌ عضلات‌ و رباط‌هاي‌ گردن‌ منجر مي‌شود.


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com



  

نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸۳