چگونه در زير آوار پس از زلزله زنده بمانيم

پس از بازگشت از بم به استاديوم شهيد کشوری محل يكی از نقاهتگاههای تهران برای کمک به مجروحان بم رفته بوديم آنجا با سجاد ۱۷ ساله که از پای راست دچار شکستگی ران شده بود آشنا شدم و آنجا بود که احساس زير آوار ماندن را از زبان کسی که خودش چند ساعت را به اينصورت تجربه کرده است را شنيدم

سجاد به همراه خانواده اش در زير آوار مدفون شده بودند ميگفت وقتی فهميدم که زنده مانده ام و زلزله پايان يافته به حدی خاک در دهانم بود که قادر به نفس کشيدن براحتی نبودم چه رسد به کمک خواستن ! به زحمت داشتم خاک درون دهانم را بيرون ميريختم که صدای خواهرم راشنيدم که به فاصله چند متری من فرياد ميزد وکمک ميخواست . من هم پس از انکه خاک را به زحمت از دهانم به بيرون تف کردم شروع به فرياد زدن کردم آنقدر ترسيده بودم که طی ۴ ساعتی که در زير آوار بوده صدايم را از دست داده بودم و با صدای گرفته وبا نااميدی کمک ميخواستم

سجاد بطور معجزه آسايی سرش در ميان قطعات سقف بصورتی قرار گرفته بود که ميتوانست از هوای اندک آنجا استفاده کند وتا باز شدن آواری که بروی او بوده اين هوا او را زند نگه داشته بود .

نحوه نجات تنها او و خواهرش از خانواده پنج نفری آنها بسيار عجيب بوده ميگفت ديگر نا اميد شده بودم و صدايم ديگر در نمی آمد که احساس کرده دو نفر با زبانی که من آنرا نمی فهميدم در حال بازكردن آوار رويم هستند آنها دو مرد با لباس سفيد بلوچي بودند و فقط روی سر مرا باز نمودند تا هوا به من برسد و بعد رفتند خواهرم را هم دو خانم همچون همان دو مرد كمك كرده بودند آنان پس از باز كردن روی سر خواهرم رفته بودند و ما را سه ساعت بعد مردم پيدا كردند و از زير خاك بيرون كشيدند

خوب درس امروز ما چگونه در زير آوار زنده بمانيد است

اولا بجای آنكه از همان اول شروع به فرياد زدن بكنيد ببينيد در چه وضعيت هستيد آيا هوا برای تنفس شما به مقدار كافی وجود دارد. در تاريكی مطلق در زير آوار از صدا زدن به آرامی يا سوت زدن و انكاس صدا حجم فضا برايتان مشخص خواهد شد اگر حجم هواي شما كم است جدا از سرو صدای بی خود و ايجاد هيجان مضاعف خود داری كنيد هيجان شديد حركت سريع و فرياد زدن به سرعت اكسيژن شما را به پايان ميبرد به دقت گوش بدهيد تا صدا های پيرامون شما به شما اعلام كند كه كسی در نزديكی شما بروی آوار حركت ميكند اكنون اگر ميتوانيد فرياد بزنيد اما توجه كنيد فرياد پی در پی و باشدت بالا صدا و قدرت حنجره شمارا تحليل ميبرد پس با دقت عمل كنيد . بقول راننده كاميونها ( تند نرو التماس نكن )

اگر امكان فرياد زدن بنا بر هر دليلی نداری ميتوانی با سوت زدن كمك بخواهی و اگر امكان آنرا هم نداری از روش ضربه زدن استفاده كن دستان و پاها را در صورت امكان به اشيا كنارشان بشرط عدم ريزش بيشتر آوار بزن اين صدا ها بشرط سكوت در بيرون قابل شنيدن هستند بس دقت كن صداهای آرام ترا در صورتی خواهند شنيد كه ترا توسط ابزار زنده يابی پيدا كرده باشن والا در شلوغی و ازدهام از صداهای آرام كاری بر نمی آيد پس بهتر است در زمان سكوت در خارج از ضربه های آرام كمك بگيرد

البته زمان آرامش بيرون نشان دهنده رسيدن شب است و اين زمانی است كه گروه های زنده ياب در سكوت شب با روش اعلام حضور به مدت يك دقيقه و سكوت پس از ندا به مدت چهار دقيقه بدنبال علائمی همچون صداهای ضربه ای و ناله ها هستند.
و اما بخش دوم استقامت در زير آوار بخش روحيه است و حفظ و تقويت آن

۱- ايمان به خدا از واجبات است ودعا بيشترين كمك ! اگر دعايی زيبا بلدی كه خوشا به حالت اگر بلد نيستی تجربه ای را با ذكر گفتن آغاز كن ذكر يعنی تكرار يكی از اسماع الهی با حضور قلب . من نام رحمان و رحيم خدا را پيشنهاد ميكنم ميتوانی با تكرار ذكر ( يا رحمان و يا رحيم ) تمركز خودت را بر رحمت خداوند قرار دهی مطمئن باش فوق العاده است من تجربه آنرا دارم .

۲-به ياد آوردن خاطرات خوب زندگی از كودكی تا بزرگی هم فوق العاده است هم زمان را ميكشد و هم ترا به استقامت بيشتر برای تجربه های زيبای بعدی وادر ميسازد

۳-قابل توجه دوستان اهل عرفان از ايرانی تا سرخپوستی ( مراقبه - مديتيشن - تمركز - ذكر و........... ) يادتون نره

۴- در ارمنستان شوروی پدری به پسر ده ساله اش قول داده بود كه هميشه به كمك او بيايدو در بدترين شرايط او را نجات دهد اين قول ، آنچنان ايمانی در كودك بوجود آورده بود كه همكلاسيهايش را هم در زير آوار دلداری ميداد كه پدرم ما را نجات ميدهد او به من قول داده و حتما خواهد امد و البته آن پدر شير مرد به تنهايی و پس از شش ساعت آوار برداری از روی كلاس پسرش او را به همراه دوستانش نجات ميدهد . شما هم اينكار را ميتوانيد تجربه كنيد حتی با بچه های گروه امداد ونجات خودتان

ببخشيد ديگه خيلی خسته شده ام بقيه مطالب اين بحث برای ديدار بعدی

فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com


  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ،۱۳۸۳