درد دل يك امدادگر : ارزش وکرامت انسان در جامعه ايران چقدر است ؟

وقوع زلزله عليرغم برانگيختن حس تاسف بسيار زياد ، يک سئوال اساسی را به ذهن متبادر می کند که ارزش وکرامت انسان در جامعه ايران چيست؟ و اين آدمی چقدر ارزش دارد؟ گاه اين سئوال نه تنها در مورد انسان مسلمان ايرانی بلکه برای کل مسلمانان کشورهای اسلامی نيز قابل طرح است! از بين قريب ۵۰ کشور مسلمان، عقب مانده‌ترين مردم جهان از نظر سطح زندگی ، حقوق مدنی ، توسعه انسانی‌، امنيت اقتصادی و اجتماعی و ساير مفاهيم حقوق بشر بويژه حقوق زنان و كودكان در اين كشورها سكونت دارند. كشور ايران نيز از اين زاويه جزو سرآمدان كشورهای اسلامی است! و به هر حال ركورد دار بودن از هر زاويه می تواند قابل توجه باشد!
در ارتباط با زلزله بم كه منجر به كشته شدن جمعيت كثيری از مسلمانان گرديد و نميدانم مسؤل اين قتل عام كيست! و چه كسی پاسخگو است، چند نكته قابل ذكر می باشد:
۱. آيا كسی از مسؤلان عاليرتبه كشور خود را آنچنان مسؤل قلمداد كرد كه بجای همدردی های تهوع آور به فكر استعفا باشد! گيرم كه جای دارد عده ای به خاطر اين تسامح و سهل انگاری در پيشگيری از تبعات جانی زلزله و بهبود سازه ها و استحكام ساختمان های فرسوده شهر و روستا ،به پای محاكمه نيز كشانده شوند!
۲. نهادهايی چون موسسات زلزله شناسی و زلزله نگاری ، بنياد مسكن، كميته امداد، انتقال خون، وزارت بهداشت، نيروی انتظامی ، استانداری و فرمانداری در پيش و پس از وقوع زلزله چه كرده‌اند؟ مسائلی از قبيل غارت اموال مردگان و بريدن دست آنان!، تجاوز به زنان و دختران باز مانده!، قاچاق زنان و كودكان!، غارت محموله های ارسالی از سوی مردم و دولتهای ساير كشورها و سوء مديريت ناشی از فقدان هماهنگی و مديريت بحران، آن هم در جامعه بحران زده ايران! چگونه و با عدم همكاری و شايد همكاري! كدام نهاد و ارگانی صورت گرفته است!؟
۳. مسئوليت كشته شدن قريب ۴۰،۰۰۰ اشرف مخلوقات! كه در دين اسلام از جايگاه والايی برخوردار است، بعهده كيست!؟ گويا كرامت و مقام انسان و شرافت او در بين ساير مخلوقات، در بين كشورها و دولتهای غير مسلمان و كافران ذنادقه بيشتر از دولتهای مسلمان مورد تكريم قرار می‌گيرد كه به فاصله چند روز با زلزله مشابهی در امريكای جنايتكار!! با حاكميت شيطان بزرگ فقط ۳نفر كشته ميشوند!
۴. بجای هرگونه مرثيه خواني! و احاله همه تقصيرها و كوتاهی ها به سلسله عوامل آسمانی و ماورای طبيعی كه از زاويه ای سبب موجه جلوه دادن ناتوانی و ناشايستگی مسولان امر در باز سازی و نوسازی ساختارهای كهنه فيزيكی و غير فيزيكی در كشور است! بايد ديد آيا در سال جاری نيز كه مقارن با ۲۵سال عمر انقلاب و انقلابيون است مسئولان كشور همچنان به جشن های دولتی استناد كرده و با بزرگ نمايی فعاليتهای انجام شده به غفلت از كوتاهی ها و ندانم كاريها خواهند پرداخت!

5. آزمون های بسياری را پشت سر گذاشته ايم بی آنكه سرافراز از آن برون آييم! زلزله ای روی داد! گيرم ناغافل! آيا زلزله تهران را كه سالهاست كارشناسان امر آن را هشدار می دهند جدی خواهيم گرفت!؟ آيا تدابيری در زمينه پيش بينی تانكرها يا مخازن كافی آب ، غذای كنسروي، پوشاك، چادرهای اسكان، وسايل و سرويس های بهداشتی سيار، كلينيك های درمانی با وسايل اوليه تشخيصی ودرمانی وتخت های موقت،برق اضطراری ، وسايل گرمايش وسرمايش ، وسايل اطفای حريق از طريق هليكوپترهای پزشكی و آتش نشانی و... دهها پارامتر ديگر در اطراف تهران انديشيده شده است!؟ آيا برای جلوگيری از آسيب های جانی و مالی مردم ميليونی تهران ، شهرداری و شوراهای متعدد فعال در زمينه امور شهری تدبيری اتخاذ كرده اند يا به دنبال سهم خواهی های گروهی ،حزبی و بخشی هستند!؟ آيا برای پيشگيری از مرگ ميليونی مردم تهران در زير آوار كه ساعات نخست زلزله برای آنها بسيار حياتی است هماهنگی صورت گرفته است! آيا برای كمك های مردمي، راه عبور و مرور امدادگران تا مراكز خدمات رسانی و اسكان حومه شهر پيش بينس لازم شده است؟ آيا برای كمك های بين المللی و رساندن آنها و امدادگرانشان فكری شده است يا ساعاتی را بايد برای حل مسئله نجس بودن سگها جوينده تلف كنيم! اين بار در صورت وقوع زلزله چه كسانی احساس مسؤليت خواهند كرد وپاسخگوی ملت ايران خواهند بود؟ آيا حكومت كردن به اين سادگی است!؟ و آيا دوباره فلان ......خواهد گفت كه بدون اجازه خدا برگی بر زمين نخواهد افتاد!؟ و هيچ نخواهد پرسيد كه خداوند عقل و شرف را هم برای آدمی به وديعه گذارده است!؟ آيا زمان تاسف گفتن سپری نشده؟ و ديگر بار آيا نبايد از عقل و همت و حميت لازم بهره جست!؟ اگر امروز مجالی برای پاسخگويی فراهم نباشد، به يقين آيندگان در بازنگری تاريخ به محاكمه دولت و ملت خواهند پرداخت و آن روز ديگر هيچ غذری پذيرفتنی نخواهد بود!

فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com






  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ آبان ،۱۳۸۳