روانشناسي فاجعه - ((فاجعه چيست ؟))

فاجعه:حوادث و جريان های غير مترقبه بسيار شديدی است که موجب بروز واکنش های بيش از حد توانايی فرد و جامعه می گردد و به طور موقت جريان عادی زندگی را قطع و موجب وقفه در عملکرد جامعه و فرد می گردد اهميت فاجعه از نظر روانشناسی از آن روست که موجب فشارهای روانی برای فرد وجامعه می شود .به طور معمول فاجعه تهديدی جدی برای حيات آدمی و خطری اساسی در انهدام بناها و ساختار های اجتماعی است.
تحقيقات نشان داده است که فاجعه ها بيش از همه به کسانی آسيب می رسانند که توان مقاومت در برابر حادثه ها را ندارند .
به طور کلی انسان هايی را که در معرض فاجعه از جمله زلزله قرار می گيرند می توان با توجه به مجموعه نيازها و مشکلات به چند دسته تقسيم کرد.
دسته اول :افرادی که پيش از همه در معرض تاثير مستقيم سانحه قرار مي گيرند و اغلب دارای مشکل های روحی - جسمی و محيطی هستند. اينها در اصل آسيب ديدگان واقعی هستند.
دسته دوم :اين دسته شامل بستگان نزديک و دوستان آسيب ديدگان هستند.
دسته سوم :اين دسته کارکنان گروههای امدادی هستند که در حين انجام وظيفه فشارهای عصبی زيادی را تحمل می کنند.
دسته چهارم :گروه کثيری از مردم هستند که پس از فاجعه زلزله به اقدامات مختلفی دست مي زنند از جمله هديه های سخاوتمندانه ای که گاهی بيشتر براي تسلی خاطر اهدا کنندگان است تا دريافت کنند گان هديه.
دسته پنجم :کسانی هستند که ترجيح می دهند به فاجعه خيلی فکر نکنند زندگی را آسان بگذرانند و فکر کنند که برای آنها اين اتفاق نخواهد افتاد . نگرانی اين دسته از اين جهت است که در کسب کارشان رکورد ايجاد شود و در تامين نيازهای زندگيشان با مشکل مواجه می شوند.

بروز تنش های فردی و اجتماعی در آسيب ديدگان قابل پيش بينی است


هر يک از گروه ها نيازهای متفاوتی دارند و هر يک پس از فاجعه زلزله واکنش های متفاوتی از خودشان نشان می دهند .
در مورد دسته اول اين واکنش ها ناشی از وضعيت روحی يا در واقع سلامت جسمانی و به هم خوردن روابط اجتماعی و اقتصادی محيطی است بروز تنش های فردی و اجتماعی در آسيب ديدگان و حتی بستگان و گروههای امدادی قابل پيش بينی است و مي توان با تدابيری آنها را کاهش و حتی از بين برد.
آنچه مي تواند از ميزان اين تنش ها بکاهد و آرامش را به آسيب ديدگان باز گرداند و انگيزه کار و فعاليت و مشارکت در امور پس از فاجعه را در آسيب ديدگان فراهم آورد رفتار سازمان های امدادرسانی در کنار کميت آن پس از فاجعه است . در واقع تلاش سازمان های امدادی در شناخت و درک اين تنش ها و عوامل تشديد کننده يا کاهش دهنده می تواند مشکل گشا باشد.
آگاهی از اين واکنش ها کمک مي کند تا واکنش های روانی آسيب ديدگان و امداد گران را بشناسيد و نحوه برخورد با آنان را در يابيد . در اصل وقوع اين حالت ها مردم را منسجم می کند
و به آنها انگيزه می دهد تا با حوادث دست و پنجه نرم کنند.
مرحله اول :تماس يا ضربه
چند دقيقه پس از حادثه حالت تماس يا ضربه بروز می کنند .در اين مرحله اکثر افراد دچار ترس و وحشت می شوند. در برخی از افراد ترس با حالتی از بهت همراه می شود افراد گيج و درمانده هستند و قدرت انجام هيچ کاری را ندارند . چرا که فرد شاهد يک حادثه آسيب زا همراه با تهديد به مرگ يا آسيب جدی به سلامت جسمانی خود ويا ديگران است . اين حالت به طور معمول گذرا و کوتاه مدت است.
مرحله دوم :قهرمان نمايی
اين مرحله در ساعت های اوليه وقوع حادثه بروز می کند. واکنش روانی در اين مرحله شامل حالتی است که افراد احساس می کنند بايد کاری انجام دهند . با ديگران ارتباط بر قرار کنند و به طور داوطلبانه در امداد رسانی کمک کنند . برای مثال : اقدام به بيرون آوردن جسدهای عزيزا نشان از زير آوار می کنند و به دفن کردن آنها می پردازند و تا رسيدن نيروها و کمک های امدادی
از خارج منطقه بسياری از کارها را خود انجام می دهند . در اين مرحله افراد گستاخانه عمل کرده و به موانع اداری کاری ندارند ممکن است عصبانی و تحريک پذير شوند امدادگران و نيروهای امدادی بايد اين وضعيت افراد را درک کرده و با پذيرش آن به عنوان بخشی از واکنش طبيعی افراد سعی کنند به نحوی هو شمندانه فعاليت های آنها را در جهت مثبت هدايت کنند. در اين مرحله مردم تمايل دارند قهرمانانه و با گذشت و ايثار عمل کنند و اگر اين امداد رسانی به نحو صحيح هدايت شود امداد رسانی مطلوب صورت خواهد گرفت.
مرحله سوم :فراموش کردن غم
اين مرحله يک تا چند هفته تا چند ماه بعد از واقعه ظاهر می شود افراد اميدوار شده ممکن است حتی آرامش و نشاط پيدا کنند اين مرحله به طور همزمان با رسيدن نيروها و کمک های امدادی حرفه ای يا غير حرفه ای بروز می کند. کمک رساندن به افراد در اين مرحله بسيار مفيد بوده و باعث سرعت در پيدا يش تعادل روانی و جلوگيری از اختلالات روانی عاطفی و حتی جلوگيری از انتقام جويی و بد بينی نسبت به ديگران می شود.
مرحله چهارم :مواجه شدن با واقعيت
افراد آسيب ديده دوباره روحيه خود را از دست می دهند و نا آرام خسته و در مانده می شوند. ممکن است به اين نتيجه برسند که کمک های رسيده برای آنها کفايت نمی کند و حتی به مقايسه کمک های دريافتی خود با ديگران بپردازند . امدادگران بايد بدانند که افراد در اين مرحله افسرده و مظطرب بوده و احساس تنهايی شديد می کنند و از نظر روانی احتياج به حمايت بيشتری دارند . بنا بر اين ترک فوری منطقه قبل از رسيدگی لازم به نيازهای اجتماعی و روانی آنها را خراب تر خواهد کرد. در اين مرحله مسولان و امدادگران بايد با تدابير خاصي در جهت ايجاد روحيه اميد و اعتماد به نفس در کمک به آسيب ديدگان بکوشند.
مرحله پنجم :تجديد سازمان
در اين مرحله افراد زندگی خود را باز سازی می کنند و به تدريج درک می کنند که بايد متکی به خود باشند عدم رسيدگی کامل به افراد آسيب ديده در اين مرحله منجر به باقی ماندن احساس
ناراحتی و پرخاش و دشمنی درونی خواهد شد . امداد گران و مسولان توزيع کمک ها در چنين
شرايطی بايد حداکثر تلاش را به کمک خود مردم در جهت توزيع عادلانه خدمات انجام داده و روند تجديد سازمان توسط خود مردم را با حمايت های همه جانبه آسان نمايند.....ادامه دارد.


فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com







  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۳