به اين آمبولانس شليك نكنيد

وقتي كه ماكياولي براي بار نخست حكومت ملي و دولت متحد را به عنوان الگوي عقلاني مديريت كلان جامعه مطرح كرد، متاثر از ايتالياي دوران خود سخن مي‌گفت كه در پراكندگي حكومت‌هاي عديده‌اش به ضعف مي‌گراييد.
پس از او هر آنچه كه تجربه شد ناشي از ميل منطقي حكمرانان به تمركز و تجميع دولت در راستاي ممانعت از اتلاف قدرت سياسي و علي‌الخصوص ثروت جمعي بود. واگذاري آن دسته از فعاليت‌هاي جنبي كه به گونه‌اي تقليل يافته‌تر با منافع و امنيت ملي در ارتباط بود نيز امري بديهي مي‌نمود كه با تعريف بخش خصوصي مرتفع گشته و وظايف دولت واقعي‌تر، ملموس‌تر، قابل مشاهده و تشخيص گرديد.
بحث كوچك كردن دولت‌ها كه نزديك به چند دهه يكي از دغدغه‌هاي اصلي اداره كننده‌گان كلان ملي را به خود اختصاص داده است در ايران ما نيز مدتي است كه دست كم به عنوان شعار مطرح است.
تاسيس سازمان‌هاي همجوار دولت نيز اقدامي است موازي با همين سمت و سوي منطقي كه گاه بر اثر برنامه‌ريزي‌هاي پارلماني و گاه به دليل جبر در پذيرش جريانات فراملي صورت مي‌گيرد.
جمعيت هلال احمر جمهوري اسلامي نهاديست منبعث از اراده جمعي، روح خيرخواه ايراني و در ارتباط با احساسات جمعي خود كه بي ارتباط با مقاصد سياسي جهاني كه در قالب جمعيت‌هاي صليب سرخ و هلال احمر سازمان دهي شده‌اند و صرفا به جهت انجام آن دسته از فعاليت‌هاي امدادگرانه و نجات بخش كه جنبه صلح‌گرايانه و انساندوستانه دارد بيش از 83 سال پيش از اينها در كشورمان تاسيس و متولي انجام يك تعهد واجب بين‌المللي شد در تمام اين سال‌ها مديريت اداره بحران‌ها و وظيفه امدادرساني در جنگ چنان كه تجربه و تاريخ هر دو معترفند با هلال احمر بوده و فعاليت‌هاي مجاور در اكثر موارد يا اصلا وجود نداشته و يا در صورت حضور صرفا نقش تكميلي داشته است.
به هر جهت بديهي است كه ناديده گرفتن اين جمعيت در مديريت بحران و اوقات بحراني در حوادث و سوانح كه اصلي‌ترين وظيفه جمعيت است نه تنها به فربه‌تر شدن دولت مي‌انجامد كه اقدامي است در جهت به هدر رفتن تجربه‌اي قريب به يك سده كه با لمس چندين زلزله، يك جنگ هشت ساله طولاني و بسياري ديگر از بلاياي طبيعي و غير طبيعي همراه بوده است.
قدمت يك تخصص در پاره‌اي از علمي‌ترين ديدگاه‌هاي مديريتي امريست كه ناديده انگاشتن آن تنها به خاطر الزامات سياسي و يا تصميمات مقطعي از تدبر به دور و از عالمان قوم بعيد است.
از ديگر سو استقلال نهادهاي بين‌المللي، بايست به وجه احسن و به طريق اولي محفوظ بماند كه اگر نه اينچنين است ارايه تعهدات برون مرزي امريست كه در صورت عدم تحقق اعتبار ملي ما و متعاقب آن منافع ملت را درگير با مخاطراتي جبران ناپذير خواهد كرد.
هيچ افراطي در اين قضاوت نيست. هر عقل سليمي خوب مي‌داند كه 83 از صفر بزرگتر به نيروتر و صاحب قدمتي افزون‌تر است.
حالا كه به ميمنت و مباركي وزارتخانه‌اي جديد التاسيس رفاه را در كار راه انداختيم لازمست از تعرض به ساحتي كه در وظيفه، دانش و تجربه ديگران است برحذر بوده، خود را مهياي انجام وظايفي كنيم كه تا به حال نقش پررنگي از آنها در ميانه نبوده است. سوژه فراوان است و چنانكه مقام معظم رهبري بارها و بارها تاكيد فرموده‌اند: در مملكت جا براي كار فراوان است.
مسئوليت امداد و نجات اگر به اين نحوه كه در جريان است از جمعيت هلال احمر گرفته شود و چنانچه واضحا پيداست براي ايجاد وظيفه در اساسنامه يك وزارت نو بنياد به او تفويذ شود موجب لطمات عديده‌اي در مواقع بحران است كه سخت بايد از آن هراسيد و برحذر بود.
فرض محال كه محال نيست. فرض كنيد چنين نهاد تازه‌سالي پس از وقوع حادثه‌اي بزرگ يا كوچك بخواهد اقدام به امداد و نجات كند. با كدام تجربه به اين ميدان مي‌رويم. تخصص ما كدام است و اصولا آيا توان برابري با چيزي كه هيچ نمي‌شناسيم در ما هست؟
با چشم‌هاي هر در راه‌مانده‌اي كه خيره مي‌شوي به دور بي‌شك پس از خدا انتظار چيزي جز يك هلال سرخ رنگ را نخواهي داشت كه بالاي سرت بيايد، دست مددبخشش را به سويت آورد و نجاتت دهد.
زير تاريكي هر آواري كه دفن باشي در آن تاريكي محض تنها چيزي كه در چشم منتظرت مي‌درخشد و زنده نگه‌ات مي‌دارد هلاليست سرخ كه ياري‌گرت باشد و ناجي است .
فراموش نكنيم كه مردم بم بالاترين نمره را در افكار سنجي به هلال احمر دادند. فراموش نكنيم 83 سال تجربه انساني، كمترين وقفه را در كار امدادي اين نهاد ايجاد نمي‌كند فراموش نكنيم كه مردم شمال كشورمان در برف، امدادگران هلال احمر را طرف پاسخ نيازهايشان مي‌دانستند.
اين تجربه را پاس بداريم و اگر مي‌خواهيم كه كار امداد و نجات را متمركز كرده و توسعه دهيم، از هلال احمر بياموزيم و اولويت را به اين نهاد كه مورد اعتماد ملت ايران است بدهيم. اين را از طرف يك امدادگر بپذيريد.
عادت رواني مردم و انس آنها با نهادي كه نه تنها در ايران كه در تمام جهان مسئوليت امداد و نجات را عهده دار است مساله ايست كه ذكر آن موجب تاكيد بر واقعيتي كتمان ناپذير است واقعيتي كه آمبولانس امداد و نجات با آرم صليب سرخ يا هلال احمر را در ميدان جنگ از تير حتي دشمن برحذر مي‌دارد.
چه تضميني در كار است كه در ميدان‌هاي احتمالي جنگ دشمن به خودروي امدادي يك وزارتخانه دولتي شليك نكند؟ آيا به عواقب تصميم خود انديشيده‌ايم؟ چنين كه از جوانب امر پيداست به تنها چيزي كه فكر مي‌كنيم تامين وظيفه براي نهاديست كه بي‌وظيفه مانده است.

فرهاد شرف پور مربی امداد و نجات
برای تماس با من با پست الكترونيك
mosaferaseman2002@yahoo.com

  
نویسنده : farhad sharafpour ; ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۱ فروردین ،۱۳۸٤